چهارم حوت/ اسفند، روز درگذشت سلطان‌العلما ‌بهاءالدین ولد

سلطان‌العلما ‌بهاءالدین ولد

بهاءالدین ولد، محمد بن حسین خطیبی بکری، مشهور به بهاءولد و ملقب به سلطان‌العلما، عارف، واعظ  از مشایخ برجسته تصوف در قرن ششم و هفتم هجری و پدر مولانا جلال‌الدین محمد بلخی در حدود سال ۵۳۰ هجری خورشیدی در شهر بلخ متولد شد. پدرش، حسین بن احمد خطیبی بلخی، از فضلای زمان خود بود و بهاولد بخشی از آموزش اولیه را نزد او فرا گرفت.

او دوران جوانی خود را در بلخ  به تدریس، وعظ و ارشاد مردم گذراند و مواعظش ترکیبی از آموزه‌های دینی، اشارات عرفانی و زبانی شاعرانه داشت. بهاولد روش فلاسفه و متکلمان مدرسه‌ای را برای وصول به حقیقت کافی نمی‌دانست و در آموزه‌های خود انتقادات صریحی به فخرالدین رازی داشت. او خود را صوفی به معنای اصطلاحی نمی‌دانست و بر تجربه شخصی، مجاهدت درونی و معرفت قلبی تأکید داشت. در فقه پیرو مذهب حنفی بود و در کلام، گرایش‌هایی نزدیک به اهل سنت و جماعت داشت، هرچند در برخی مسائل دیدگاهی انتقادی و تلفیقی ارائه می‌کرد.

اندکی پیش از حمله مغولان و در پی ناامنی‌های فزاینده، بهاءولد در حدود سال ۵۹۸ هجری خورشیدی بلخ را ترک کرد. کاروان او که گفته‌اند حدود سیصد شتر کتاب و اثاثیه را حمل می‌کرد، نخست به بغداد رفت، سپس به مکه سفر کرد و پس از انجام حج، از طریق شام به آسیای صغیر رسید. در شهرهای مختلفی چون ملطیه و لارنده اقامت گزید و در لارنده، مورد احترام دربار سلجوقی قرار گرفت. خانواده او، از جمله مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، در همین دوره در این شهر سکونت یافتند و سرانجام به دعوت سلطان علاالدین کیقباد سلجوقی، در حدود سال ۶۰۷ هجری خورشیدی به قونیه رفتند، جایی که بهاولد به وعظ و تدریس ادامه داد و محبوبیت و نفوذ زیادی میان مردم یافت.

بهاولد بنا بر روایت معتبر، در ۴ حوت/اسفند ۶۰۹ هجری خورشیدی در قونیه درگذشت. پس از وفات او، مراسم سوگواری گسترده‌ای برگزار شد و سلطان علاالدین شخصاً در عزای وی شرکت کرد و به فرمان او آرامگاهی بر مزار بهاولد ساخته شد.

تنها اثر بازمانده از بهاءولد، کتاب «معارف» است؛ مجموعه‌ای از مواعظ، تأملات عرفانی و نکات کلامی و تفسیری که به نثری ساده، مرسل و شاعرانه نوشته شده است. مولانا این اثر را با عنوان «فواید والد» می‌شناخت و تأثیر آموزه‌های آن را در مثنوی و غزلیات شمس می‌توان به‌وضوح دید. بهاولد را می‌توان از چهره‌های اثرگذار در انتقال سنت عرفانی خراسان به آسیای صغیر دانست؛ شخصیتی که هم به‌عنوان واعظ پرنفوذ و هم به‌مثابه عارف صاحب‌نظر، زمینه فکری و معنوی ظهور مولانا جلال‌الدین محمد بلخی را فراهم ساخت و نامش در تاریخ عرفان و ادب فارسی ماندگار شد.

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان