اورنگ هفتم: سروده‌ی نعیم رحیم با دکلمه‌ی حکمت‌الله فرهمند | گلوها پاره از فریاد شد اما کسی نشنید

گلوها پاره از فریاد شد اما کسی نشنید
خیابان جاده‌ی بی‌داد شد اما کسی نشنید

به خانه‌خانه آمد باد طوفان‌زای بربادی
دلم از بی‌دلی برباد شد اما کسی نشنید

ابابیل سنگ می‌بارد به‌فرق فیل عصیان‌گر
بیابان پهنه‌ی صیاد شد اما کسی نشنید

عزیزِ مصر و داغ دل و شهر خفته‌ی کنعان
سرِ راه توهم آباد شد اما کسی نشنید

کجا ما نسل رستم بوده‌ایم و نسل گشتاسب
خراسان از دمش آزاد شد اما کسی نشنید

میان خنده‌های عشق و بغض سرد ناامیدی
ز گریه خاطر من شاد شد اما کسی نشنید

گهی باران و گه باد و گهی فریاد و گه بی‌داد
هزاران وعده‌ی میلاد شد اما کسی نشنید

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان