اورنگ هفتم: سروده‌ی هدایت حاذق با دکلمه‌ی لیزا میرزاد | روزت به خواب رفته و با شب چه می‌کنی؟

روزت به خواب رفته و با شب چه می‌کنی؟
با ترس و ناامیدی و با تب چه می‌کنی؟

ناشاعرِ به لانه‌ی غم‌ها فرو شده
با این غزل، بدون مخاطب چه می‌کنی؟

گیرم که ساده‌گی‌ کنی و شعرِتر شوی
با پوچیِ نهایت مطلب چه می‌کنی؟

ای در جهانِ فتنه‌به‌سر، مست غصه‌ها
لب را ببر به جام لبالب، چه می‌کنی!

با دیوهای خیره‌سر و فکرهای پوچ
با گرگ‌‌ِ میش‌روی موُدب چه می‌کنی؟

حالا که در ضمیر خودت پرشکسته‌ای!
در شهر با لباس مرتب چه می‌کنی؟

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان