میرزا اسدالله غالب در ۶ جدی/دیماه سال ۱۱۷۶هجری خورشیدی در خانوادهای صاحبمنصب در شهر آگره هند زاده شد. پدرش، میرزا عبدالله، در خدمت یکی از حکام محلی بود؛ اما زمانی که غالب هنوز کودکی خردسال بود، پدرش در یکی از نبردها کشته شد. او پس از یتیمی زیر سرپرستی کاکایش، میرزا نصرالله، پرورش یافت و سالهای نخست زندگی را در همان فضای فرهنگی و درباری سپری کرد.
غالب، آموزشهای ابتدایی را بیشتر در خانه فراگرفت و از همان سالهای نوجوانی به ادب فارسی دلبسته شد. او سخت تحت تأثیر میرزا عبدالقادر بیدل قرار داشت و در آغاز با تخلص «اسد» شعر میسرود؛ اما بعدها «غالب» را برگزید و با همین نام در تاریخ ادب ماندگار شد. زبان فارسی در اندیشه و ذوق او جایگاه بنیادین داشت و خود، دیوان فارسیاش را مایه اصلی اعتبار ادبی خویش میدانست.
غالب در سیزدهسالگی با اُمراؤ بیگم، دختر نواب الهیبخش، ازدواج کرد و پس از آن به دهلی رفت و تا پایان عمر در همان شهر زیست. زندگی شخصی او با دشواریها و اندوه بیفرزندی همراه بود؛ زیرا هیچیک از هفت فرزندش زنده نماندند. این رنج عمیق در لایههای اندیشه و تخیل شعر او بازتاب یافته و نگاه فلسفی و تأملی او به زندگی را شکل داده است. خانه او در محله گلی قاسمجان دهلی امروز بهعنوان «غالب کی حویلی» شناخته میشود و یادگاه فرهنگی است.
در سال ۱۲۲۹ هجری خورشیدی، واپسین امپراتور مغول، بهادر شاه ظفر، لقبهای «دبیرالملک» و «نجمالدوله» را به غالب اعطا کرد و او را بهعنوان آموزگار شعر خویش و سپس معلم شاهزاده فخرالدین میرزا منصوب ساخت. همچنین منصب مورخ دربار را به او سپرد. رویدادهای سال ۱۲۳۶ هجری خورشیدی و شکست شورش هند و فروپاشی عملی اقتدار مغولان، تأثیر ژرف بر زندگی و آثار غالب گذاشت. او در اثر نثر مهم خود «دستنبو» گزارشهایی از آن روزگار پرآشوب ارائه کرده است.
اشعار او در محافل ادبی و مذهبی شبهقاره جایگاه ویژه دارد. از نظر سبک، او از پیروان برجسته مکتب هندی و مکتب وقوع بهشمار میرود؛ اما با ژرفای اندیشه، پیچیدگی هنری و نوآوری بیانی، شیوهای شخصی و ممتاز پدید آورد.
آثار فارسی او شامل دیوان شعر (غزل، قصیده، مثنوی، قطعه و رباعی)، «پنجآهنگ»، «مهر نیمروز»، «دستنبو»، «قاطع برهان یا درفش کاویانی»، «تاریخ شهریاران تیموری»، «سبدچین»، «مآثر غالب»، «متفرقات غالب» و «رساله فن بانگ» است. در زبان اردو نیز «دیوان اردو»، «گل رعنا»، «قادرنامه»، «مکاتیب غالب» و آثار دیگر از او بر جای مانده است. نامههای او از شاهکارهای نثر نوین اردو بهشمار میرود و نقشی مهم در تحول زبان و بیان ایفا کرده است.
نفوذ ادبی غالب فراتر از مرزهای هند گسترش یافته است. محمد اقبال لاهوری در اشعاری به زبان اردو از او ستایش کرده و بلندی اندیشه و پرواز تخیلش را ارج نهاده است. آثار او به زبانهای گوناگون ترجمه شده و الهامبخش شاعران و هنرمندان بسیاری بوده است. در سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی فیلمی درباره زندگی او در هند ساخته شد و در سال ۱۳۶۷ هجری خورشیدی مجموعه تلویزیونیای به کارگردانی گلزار با بازی نصیرالدین شاه در نقش غالب تولید گردید که با استقبال گسترده روبهرو شد.
غالب، در ۲۷ دلو/اسفند سال ۱۲۴۷ هجری خورشیدی در دهلی درگذشت. آرامگاه او در جوار مزار عارف نامدار چشتی، خواجه نظامالدین اولیاء، در دهلی قرار دارد.
میرزا غالب را واپسین شاعر بزرگ عصر مغول و یکی از ستونهای استوار ادبیات فارسی و اردو میدانند؛ شاعری که با ذهن فلسفی، زبان هنرمندانه و تخیل بلند خویش، جایگاهی ماندگار در تاریخ فرهنگ و ادب جهان بهدست آورده است.






