خواجه عبدالله انصاری در ۱۹ ثور/اردیبهشت ۳۸۵ هجری خورشیدی در شهر هرات از شهرهای خراسان متولد شد. پدرش از نوادگان ابو ایوب انصاری، صحابه پیامبر اسلام بود و مادرش از مردم بلخ. از کودکی هوش و استعداد ویژهای داشت، بهگونهای که در چهار سالگی به دبستان رفت و در نه سالگی املاء مینوشت و شعر میسرود. در سن چهاردهسالگی به مجالس علمی راه یافت و مورد توجه بزرگان قرار گرفت.
وی تحت سرپرستی صوفی نامدار، شیخ عمو، پرورش یافت و نزد استادانی همچون یحیی بن عمار و طاقی سجستانی به فراگیری علوم اسلامی، قرآن و حدیث پرداخت. در دوازدهسالگی، همزمان با حکومت ولیعهد مسعود غزنوی بر هرات، مشغول تحصیل علوم دینی و عرفانی شد.
خواجه عبدالله انصاری دو بار به زیارت حج رفت و در این سفرها با بزرگان صوفیه دیدار کرد. یکی از مهمترین تأثیرات روحی بر او، ملاقات با شیخ ابوالحسن خرقانی بود که او را به عرفان و تصوف عمیقتری سوق داد. همچنین با ابوسعید ابوالخیر نیز دیدار و مباحثه داشت.
وی همزمان استاد شریعت و پیر طریقت بود و قرآن را یگانه دلیل و مرشد مؤمن برای رسیدن به توحید حقیقی میدانست. با اینکه در علوم اسلامی، حدیث و تفسیر تبحر داشت، اما با علم کلام و متکلمان مخالف بود و معتقد بود که معرفت حقیقی در عمق قلب انسان نهفته است. از این رو، بیشتر به تهذیب نفس و سیر و سلوک معنوی میپرداخت.
خواجه عبدالله انصاری علاوه بر اشعار، آثار نثری ارزشمندی به زبانهای فارسی و عربی نوشته است که نوشتههای او بیشتر نثر مسجع و آهنگین است. برخی از مهمترین آثار او عبارتند از: طبقات الصوفیه (ترجمه و شرح طبقات الصوفیه سلمی)، الکشف عن منازل السائرین، زاد العارفین، مناجاتنامه، کنزالسالکین، قلندرنامه، محبتنامه، هفتحصار، الهینامه، صد میدان و ذمالکلام.
خواجه عبدالله انصاری در سن هفتادسالگی بینایی خود را از دست داد، اما همچنان به تدریس و ارشاد شاگردان خود ادامه داد. وی در طول زندگی، چندین بار تبعید و زندانی شد، اما هیچگاه از مسیر عرفان و حقیقتجویی باز نایستاد. سرانجام، در ۲۴ حوت/اسفند ۴۶۷ هجری خورشیدی در سن هشتاد و پنجسالگی در زادگاهش، هرات، درگذشت و پیکرش در همان شهر به خاک سپرده شد.
خواجه عبدالله انصاری یکی از بزرگترین عرفای قرن پنجم هجری محسوب میشود که آثار و اندیشههای او همچنان در حوزه تصوف و ادبیات عرفانی الهامبخش است. سبک ادبی خاص او در نثر مسجع، عرفان ناب و روحیه حقیقتجویانهاش، جایگاه ویژهای در تاریخ عرفان و ادبیات فارسی برای او رقم زده است.