عبدالرحیم ساربان در ۷ حمل/فروردین سال ۱۳۰۹ هجری خورشیدی در شهر کابل به دنیا آمد. پدرش، آکه پیرو قندهاری (پیر محمد)، در مندوی کابل دکان برنجفروشی داشت. ساربان دوران کودکی خود را در کنار پدر در این دکان سپری کرد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه قاری عبدالله و دوره متوسطه را در دبیرستان میخانیکی کابل به پایان رساند.
در سال ۱۳۳۱ هجری خورشیدی، ساربان وارد عرصه هنر شد. او که ابتدا با تخلص محمودی فعالیت میکرد، نخستین گامهای هنری خود را در تئاتر و آوازخوانی زیر نظر استاد فرخ افندی برداشت. اولین آهنگی که اجرا کرد، “تا به کی ای مه لقا دربهدرم میکنی” با شعری از ابوالقاسم لاهوتی بود که به شهرت او کمک شایانی کرد.
فضل احمد نینواز، آهنگساز معروف افغانستان، ساربان را با آهنگ “خورشید من کجایی، سرد است خانه من” که بر اساس شعری از ابوالقاسم لاهوتی ساخته شده بود، به دنیای موسیقی حرفهای معرفی کرد. با گذشت زمان، ساربان دریافت که علاقه اصلی او موسیقی است و تصمیم گرفت فعالیت هنری خود را در این مسیر ادامه دهد.
عبدالرحیم ساربان با صدای دلنشین و سبک منحصربهفرد خود، جایگاهی ویژه در موسیقی افغانستان به دست آورد. او در دوران دموکراسی با برخی از آهنگسازان برجسته، از جمله فضل احمد نینواز، سلیم سرمست، جلیل احمد زلاند، عبدالوهاب مددی و حفیظالله خیال همکاری کرد.
ساربان علاوه بر اجرای آهنگهای عاشقانه، به اشعار انقلابی و اجتماعی نیز علاقه داشت. او اشعار لاهوتی و ملکالشعرا بهار را اجرا میکرد که محتوای انتقادی آنها باعث شد پنج سال از پخش صدای او در رادیو افغانستان جلوگیری شود.
در سال ۱۳۶۸ هجری خورشیدی، ساربان به بیماری فلج مبتلا شد که فعالیت هنریاش را متوقف کرد. پس از آغاز جنگهای داخلی افغانستان، او در سال ۱۳۷۱ هجری خورشیدی همراه با خانوادهاش به پیشاور، پاکستان مهاجرت کرد و با فقر و تنگدستی روزگار گذراند.
سرانجام، پس از سالها تحمل بیماری، عبدالرحیم ساربان در ۱۳ حمل/فروردین سال ۱۳۷۲ هجری خورشیدی در سن ۶۵ سالگی در پیشاور درگذشت. ابتدا در قبرستان پیشاور به خاک سپرده شد، اما پس از روی کار آمدن دولت جدید در افغانستان، با تلاش نجیب روشن، رئیس رادیو تلویزیون ملی افغانستان، و شماری از هنرمندان و فرهنگیان، پیکر او به کابل منتقل و در شهدای صالحین کابل دفن شد.
ساربان با اجرای آهنگهایی ماندگار، به یکی از برجستهترین خوانندگان تاریخ موسیقی افغانستان تبدیل شد. آثار او که با مضامین عاشقانه و اجتماعی همراه است، همچنان در دل مردم افغانستان جای دارد. از جمله ترانههای معروف او میتوان به: «بیا که بریم به مزار»، «یا مولا دلم تنگ آمده»، «خورشید من کجای»،
«حال که دیوانه شدم میروی»، «فراق آتش به جان افروخت»، «ای ساربان آهسته ران» و «آهسته برو…» اشاره کرد.
روانش شاد و یادش گرامیباد!