هشتم دلو/بهمن، روز درگذشت محمد ناصر رهیاب

هشتم دلو/بهمن، روز درگذشت محمد ناصر رهیاب

محمدناصر رهیاب در ۳ عقرب/آبان سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی در روستای برناباد ولسوالی غوریان ولایت هرات در خانواده‌ای مرفه، فرهنگ‌دوست و اهل دانش زاده شد. پدرش میرزا غلام‌رسول از بزرگان محل، رئیس بلدیه غوریان و ارباب روستا بود و به «ارباب رئیس» شهرت داشت. این جایگاه اجتماعی و فرهنگی خانواده، زمینه مناسبی برای رشد علمی و فکری او فراهم ساخت.

آموزش‌های ابتدایی را در زادگاهش برناباد آغاز کرد. در کنار مکتب، از آموزش‌های یک معلم خانگی به نام لطف‌الله خان بهره برد که نقش مهمی در تقویت بنیه علمی او داشت. سپس نزد سلطان احمد خان، آموزگار توانمند، آموزش دید؛ معلمی که شاگردانش از صنف سوم به‌خوبی خواندن و نوشتن می‌آموختند. افزون بر این، قرآن کریم و علوم دینی را در مسجد فراگرفت و قرائت قرآن را نزد مولانا ابونصر برنابادی آموخت.

پس از فراغت از صنف ششم، در امتحان سراسری شرکت کرد و نمره قبولی مکتب ابن‌سینای کابل را به‌دست آورد؛ اما به دلیل دوری از خانواده و مخالفت پدر، به کابل نرفت و تحصیلاتش را در دارالمعلمین هرات ادامه داد. او در پایان این دوره، اول‌نمره عمومی دارالمعلمین هرات شد.

در امتحان کانکور، با وجود علاقه شدید به رشته انجینیری، به دلیل شرایط زمانه و محدودیت‌ها، به دانشکده ادبیات و علوم اجتماعی دانشگاه کابل راه یافت و رشته ادبیات فارسی‌دری را برگزید. سال‌های نخست دانشگاه برای او دشوار بود؛ اما با پشتکار، مطالعه گسترده و یادداشت‌برداری‌های پیگیرانه، به‌تدریج به یکی از دانشجویان ممتاز این رشته بدل شد.

پس از فراغت از دوره کارشناسی، به‌عنوان استاد در مؤسسه عالی تربیه معلم به تدریس زبان و ادبیات فارسی‌دری پرداخت. با برگزاری نخستین امتحان ماستری زبان و ادبیات فارسی و پشتو در افغانستان، در میان صدها داوطلب، جزو شش نفر پذیرفته‌شده قرار گرفت. در این دوره، هم‌زمان با تحصیل، به تدریس و فعالیت دولتی نیز اشتغال داشت.

پس از دوره‌ای تدریس در کابل و گذر از فشارهای سیاسی آن سال‌ها، به‌عنوان عضو علمی انستیتیوت زبان و ادبیات فارسی اکادمی علوم افغانستان گماشته شد. در این نهاد، با حضور فعال در سمینارها و کنفرانس‌ها و ارائه مقاله‌های پژوهشی، جایگاه علمی خود را تثبیت کرد.

پس از پایان خدمت عسکری، در سال ۱۳۶۰ هجری خورشیدی دوباره به اکادمی علوم بازگشت و شش ماه بعد، به‌عنوان مدیر مسئول مجله «خراسان» (ارگان نشراتی انستیتیوت زبان و ادبیات فارسی) تعیین شد. او به مدت شش سال این مسئولیت را بر عهده داشت و توانست تیراژ مجله را از ۲۰۰ نسخه به ۶۰۰۰ نسخه افزایش دهد؛ دوره‌ای که از درخشان‌ترین سال‌های کاری او به‌شمار می‌رود.

در این سال‌ها به بیماری سرطان مبتلا شد و برای درمان به اروپا رفت. با وجود پیش‌بینی‌های ناامیدکننده پزشکان، با توکل، روحیه قوی و ادامه مطالعه و نوشتن، بر بیماری غلبه کرد. بعدها نیز یک حمله قلبی شدید را پشت سر گذاشت که آن را «معجزه ایمان و امید» می‌دانست.

در سال ۱۳۶۸ هجری خورشیدی به‌عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی‌دری به دانشگاه هرات پیوست و حدود ۳۰ سال در این دانشگاه تدریس کرد. او مدتی معاون علمی دانشگاه هرات بود؛ هرچند خود همواره کار پژوهشی را بر مسئولیت‌های اداری ترجیح می‌داد و سرانجام از این سمت کناره‌گیری کرد.

پس از تقاعد رسمی، در سال ۱۳۹۸ هجری خورشیدی به‌عنوان رئیس دانشگاه خصوصی غالب هرات انتخاب شد و تا پایان عمر، با وجود مشکلات و مشغله‌ها، در این سمت به خدمت علمی و فرهنگی ادامه داد.

پوهاند رهیاب عضو هیئت رئیسه انجمن ادبی هرات (از سال ۱۳۷۶ تا پایان عمر)، عضو اتحادیه نویسندگان افغانستان و از بنیان‌گذاران شورای متخصصان بود. یکی از ماندگارترین خدمات او، راه‌اندازی کارگاه داستان‌نویسی «سوزن طلایی» در سال‌های دشوار تسلط طالبان بود که در آن، به‌ویژه به آموزش رایگان دختران هرات پرداخت؛ اقدام شجاعانه و فرهنگی که تأثیر عمیقی بر ادبیات داستانی معاصر گذاشت.

از مهم‌ترین آثار منتشرشده او می‌توان به این کتاب‌ها اشاره کرد: سپیده‌دم داستان‌نویسی در افغانستان، گره به باد مزن، شعر؛ هنر زبانی زیبا (دو جلدی، چاپ ۱۴۰۱ هجری خورشیدی)، سامان‌گرایی در نوشتار دانشگاهی، نقد ادبی ،سبک‌شناسی. او همچنین ده‌ها مقاله پژوهشی در حوزه‌های نقد ادبی، نظریه ادبی، سبک‌شناسی، زبان‌شناسی و داستان‌نویسی در نشریات داخلی و خارجی منتشر کرد. بسیاری از آثار او امروز در دانشگاه‌های افغانستان تدریس می‌شوند.

محمدناصر رهیاب به نظم، دقت علمی، آمادگی کامل در تدریس و تعهد اخلاقی شهره بود. هیچ‌گاه بدون آمادگی به صنف درس نمی‌رفت و همواره تا نیمه‌های شب به مطالعه و نوشتن مشغول بود. کتابخانه شخصی‌اش بیش از ۵۰۰۰ جلد کتاب داشت که بیشتر آن‌ها در حوزه زبان و ادبیات فارسی بود.

پوهاند محمدناصر رهیاب سرانجام در ۸ دلو/بهمن سال ۱۴۰۲ هجری خورشیدی، بر اثر حمله قلبی در شهر هرات درگذشت. خبر درگذشت او واکنش گسترده جامعه علمی، ادبی و فرهنگی افغانستان را در پی داشت و از سوی نهادهای علمی، دانشگاهی و فرهنگی، فقدان او «ضایعه‌ای بزرگ» خوانده شد.

روانش شاد و یادش انوشه‌ باد

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان