تقی واحدی در ۵ حوت/اسفند سال ۱۳۴۹ هجری خورشیدی در روستای سرآسیاب، شهرستان دولتآباد استان بلخ زاده شد. در سال ۱۳۶۲ هجری خورشیدی، همزمان با تشدید ناامنیها، به همراه خانواده به ایران مهاجرت کرد. او تا سال ۱۳۷۰ هجری خورشیدی در حوزه علمیه قم به تحصیل علوم دینی پرداخت.
پس از بازگشت به افغانستان در سال ۱۳۷۲ هجری خورشیدی، تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه بلخ آغاز کرد و در سال ۱۳۷۷ هجری خورشیدی موفق به اخذ مدرک کارشناسی زبان و ادبیات فارسی شد. پایاننامه او که به افسانههای عامیانه میپرداخت، در جریان سقوط مزارشریف بهدست طالبان از میان رفت. واحدی بعدها تحصیلات خود را ادامه داد و مدرک کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی را از دانشگاه بلخ دریافت کرد.
واحدی نوشتن داستان را از سال ۱۳۶۷ هجری خورشیدی بهطور جدی آغاز کرد و در همان سالها با نشریه «ماهان/حبلالله» همکاری داشت. بخشی از آثار اولیه او در نشریات مهاجران افغانستان در ایران و گاه بدون درج نام نویسنده منتشر شد. تجربه زیست مهاجرانه در کودکی و نوجوانی، تأثیر ماندگار بر جهانبینی و درونمایههای ادبی او گذاشت و به یکی از محورهای اصلی آثارش تبدیل شد.
تقی واحدی فعالیت گستردهای در حوزههای فرهنگی، آموزشی و حقوق بشری داشته است، از جمله: هفده سال فعالیت در کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در بخش آموزش و مطبوعات، تألیف هشت عنوان کتاب و گردآوری و ویرایش حدود ده عنوان کتاب، نگارش دهها مقاله و گزارش در نشریات و رسانههای چاپی و آنلاین، سه سال تدریس دانشگاهی در دانشگاه غیرانتفاعی ابنسینا (ادبیات، جامعهشناسی، روش تحقیق، محیط زیست)، پانزده سال فعالیت داوطلبانه در خانه داستان بلخ بهعنوان مدرس، منتقد، داور و مدیر برنامهها، عضویت ششساله در هیأتمدیره بنیاد کودک افغانستان بهصورت داوطلبانه، مشارکت در دهها برنامه پژوهشی، فرهنگی و آموزشی در حوزههای حقوق بشر، حقوق شهروندی و محیط زیست.
از جمله آثار منتشرشده تقی واحدی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: جای خالی گلدان (۱۳۸۲، تهران)، رمان گلیمباف (۱۳۸۶، کابل)، چهارشنبه آخر (۱۳۸۷، کابل)، مرا قوماندان صدا نکنید (۱۳۹۲، کابل)، اندکی ایستادن (۱۳۹۸، کابل)، وقتی که دمبوره تار ندارد (انتشارات آمو).
رمان گلیمباف در سال ۱۳۸۸ هجری خورشیدی جایزه مشترک بهترین رمان افغانستان را در نخستین دوره جایزه ادبی نوروز دریافت کرد.
تقی واحدی از نویسندگانی است که ادبیات را با مسئولیت اجتماعی پیوند داده است. آثار او افزون بر ارزش ادبی، بهعنوان اسناد فرهنگی–اجتماعی برای فهم تاریخ معاصر افغانستان اهمیت دارند و جایگاهی متمایز در ادبیات داستانی این کشور برای او رقم زدهاند.





