یازدهم حوت/اسفند، روز درگذشت غلام‌سرور دهقان

غلام‌سرور دهقان

غلام‌سرور دهقان در سال ۱۲۸۲ هجری خورشیدی در چهاردهی کابل به دنیا آمد. پدرش محمد اعظم خان فرزند میرزا عبداللطیف، از خانواده‌ای اهل فضل و دیوان‌سالار بود. دهقان آموزش‌های ابتدایی خود را نزد ملا سراج‌الدین آغاز کرد و قرآن کریم، دیوان حافظ و گلستان سعدی را فراگرفت. در نوجوانی با علاقه‌ای عمیق به خط نستعلیق پرداخت و این هنر را نزد میرزا محمد محسن به‌صورت استادانه آموخت.

پس از اتمام آموزش‌های ابتدایی، دهقان به‌عنوان میرزا وارد وزارت مالیه امانیه شد و سپس در مکتب حکام تحصیل کرد. مدتی نیز به‌عنوان علاقه‌دار در پنجشیر و استالف فعالیت داشت. در حدود سال‌های ۱۳۰۶–۱۳۰۷ هجری خورشیدی، دهقان دچار تحول روحی عمیقی شد که آن را گذار از عشق مجازی به عشق حقیقی می‌دانست؛ این تجربه چند سال به طول انجامید و سرانجام او را به ترک مشاغل دولتی و اختصاص کامل زندگی به سلوک عرفانی، تأمل درونی و جست‌وجوی معنوی رهنمون ساخت.

دهقان سال‌های متمادی در شهرهای تاریخی غزنی، هرات و بلخ اقامت یا رفت‌وآمد داشت و از میراث معنوی سنایی، جامی، مولانا و دیگر بزرگان عرفان الهام گرفت. ارتباط نزدیک او با ادبا و اهل فضل، از جمله عبدالحسین توفیق، غلامرضا مایل هروی، شایق جمال و طالب قندهاری، نقش مهمی در شکل‌گیری اندیشه و شعرش ایفا کرد. در دوره اقامت در هرات، دهقان مثنوی مشهور «بخت و طالع» را با نگاهی انتقادی به اوضاع اجتماعی زمانه سرود.

وی همچنین به ایران سفر کرد و با آثار کلاسیک ادب فارسی از نزدیک آشنا شد و در همان سفر با محقق نامدار ایرانی، سعید نفیسی، دیدار و گفت‌وگو کرد؛ رویدادی که بخشی از تجربه فرهنگی و پژوهشی او در این دوران به شمار می‌رود.

پس از بازگشت به کابل، دهقان با شاعرانی چون باقی قایل‌زاده، مولانا قربت و مولانا خال‌محمد خسته نشست‌وبرخاست داشت و گاه در مشاعره‌ها شرکت می‌کرد.

دهقان شاعر عارف‌مشرب بود و شعر را نه حرفه، بلکه وسیله‌ای برای بیان تجربه‌های باطنی خود می‌دانست. هرچند آموزش رسمی ادبی نداشت، اما ذوق سرشار و سلوک عرفانی او سبب شد اشعارش سرشار از معانی عمیق و آموزه‌های تصوف گردد. او به فردوسی، نظامی، سنایی، مولانا، سعدی و حافظ ارادت داشت و از خیام، جامی و به‌ویژه ابوالمعانی بیدل تأثیر پذیرفته بود، با این حال استقلال زبانی و فکری خود را در آثار حفظ کرد.

مجموع اشعار او حدود سه هزار بیت برآورد می‌شود و شامل غزل، مثنوی و رباعی است. دهقان هرگز شعر فرمایشی نگفت و سرایش او همواره برخاسته از تجربه شخصی، عشق و معرفت بود. پس از بازگشت از سفر حج، زمین‌های موروثی خود در دهبوری کابل را به معارف واگذار کرد و زندگی ساده‌ای پیش گرفت. سال‌های پایانی عمر را در انزوا و تأمل عرفانی سپری کرد و از هیاهوی اجتماعی فاصله گرفت.

غلام‌سرور دهقان سرانجام در ۱۱ حوت/اسفند سال ۱۳۵۴ هجری خورشیدی در کابل درگذشت و در گلخانه چهاردهی کابل به خاک سپرده شد. او در نظر بسیاری از ادبای افغانستان، شاعر عارف و عارفی شاعر بود؛ شخصیتی که شعرش بازتاب مستقیم سلوک درونی اوست و اندیشه و آثارش همچنان از منابع ارزشمند شعر عرفانی معاصر افغانستان به‌شمار می‌رود.

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان