شیخ محمدصدیق سخنور بلگرامی از شاعران و منتقدین مبرز سدۀ دوازدهم در شبهقارۀ هند است. پدر وی قاضی احسانالله از قاضیان مشهور شهر بلگرام بود. وی از جمع حافظان قرآن عظیمالشأن نیز بود. شعرش را نزد میر نوازشعلی اصلاح میگرفت. مهمترین اثر وی «تحقیقالسّداد فی مزلّة الآزاد» در نقد اشعار مولانا غلامعلی آزاد بلگرامی است. این اثر وی را یکی از شاگردان مولانا غلامعلی آزاد بلگرامی به نام میرعبدالقادر مهربان اورنگآبادی نقد نموده و بر آن «تأدیب الزّندیق فی تکذیب الصّدیق» نام نهاده و این هردو نقد ادبی چندسال پیش به چاپ نیز رسیده است.
نمونهی سخن
تا به گلگشتِ چمن آن سروقامت میرود
بر سرِ قُمری چه آشوب قیامت میرود
میشود سرمایهی ناز آن سپاهیپیشه را
آنچه از جنسِ نیازِ من بهغارت میرود
****
بیدماغانِ جنون از فکر صحرا فارغاند
از خرابآبادِ دل طرحِ بیابان ریختند
****
در چمن آید اگر آن غنچهلب، بلبل ز شرم
زیرِ بال خود کند چون بیضه پنهان غنچه را






