حشمت از شاعران خوشقریحت و نازکبیان زبان فارسی در نیمۀ اول سدۀ دوازدهم در هند است. تولد وی در شهر دهلی اتفاق افتاد ولی از سال دقیق تولد وی چیزی در دست نیست. وی از معاصرین و شاگردان سراجالدین علیخان آرزو بود. گویند دیوانی در حدود ۷۰۰۰ بیت سروده است. وی از آشنایان و شاگردان خانآروز بوده است و حدوداً دوست دوازدهسالهی همدیگر بوده اند. خانآرزو وی را صوفی و فانیمشرف خطاب کرده و گفته است که بعضی از اشعار وی را به خواست خودش در حواشی دیوان او اصلاح نموده و به وی فرستاده است. گویند پدران حشمت اصالت بدخشانی داشتند. وفات این شاعر در سال ۱۱۶۳ هجری اتفاق افتاده است.
نمونهی سخن
در آروزی زخمِ تو صدسینه چاک شد
تیغِ تو در غلاف و جهانی هلاک شد
***
در تمایش نه تنها دست و دل از کار ماند
عکس در آیینه همچون نقش بر دیوار ماند
***
کشتند شمع را چو سحر اهلِ بزم، گفت:
این روز بود اوّلِ شب در نظر مرا
***
شب چنان بیکسیام سوخت به کویت که ز درد
دل سنگ آب شد و صورتِ دیوار گریست
***
با رقیبان نکنم سجدۀ خاکِ درِ دوست
این نمازیست که بیشرطِ جماعت باشد
***
بیا کز رشک سوزانیم باهم بلبل و گل را
تو گُل را کن خجل در حُسن و من در عشق بلبل را






