بلال حبشی غلام یکی از ثروتمندان مکه بود. وقتی بلال به اسلام گرایش پیدا کرد، صاحبش بسیار خشمگین شد و برای شکستن ایمان او، روزها او را زیر آفتاب سوزان نیمهروز روی زمین میانداخت و با تازیانههای داغ تنش را زخمی میکرد. با این حال، بلال در زیر شکنجه مدام فریاد میزد:





