چکیده
ادبیات فارسیدری، از همان روزهای اول ظهور همواره شخصیتها و ستارگان درخشانی را در دامان خود پرورانیده است. پهنا و گستردگی این درخت تنومند، مرزها را درنوردیده و تأثیرش را به نقاط دورتری رسانیده است. حافظ از پایهی محکم ادبیات فارسیدری و از معلمان اخلاق این گنج بیکران دانسته شده است. این پژوهش، از اهمیت والای برخوردار بوده که به تأثیر حافظ از بعد شخصیتشناسی، عرفانی، اخلاقی، ادبی و مسایلی عشقی و هم از ابعاد دیگری مورد توجه شعرا و نویسندگان جهان، بهویژه ادبیات غرب، را معطوف داشته است. این پژوهش میتواند علاوه بر معرفی ادبیات فارسیدری به جهانیان و تأکید ارزشهای مشترک انسانی، پیوند دو فرهنگ و ادبیات با هم باشد. یافتههای این تحقیق میتواند در ادبیات تطبیقی برای مشتاقان علم و ادب کمک کند.
این پژوهش به بررسی میزان تأثیر اشعار حافظ در ادبیات غرب و دلایل شیفتگی آنان به ادبیات فارسیدری و دلایل محبوبیت این شاعر بلندآوازهی ادب فارسیدری در میان نویسندگان و شعرای غربی را بررسی میکند. روشی که در این پژوهش مدنظر گرفته شده است، روش توصیفی ـ کتابخانهیی بوده که از منابع معتبر علمی و پژوهشی بهره برده شده که بستر مناسب برای چنین پژوهشها دانسته شده است. ادبیات غرب در قرن هجدهم و نوزدهم با ادبیات فارسی آشنا شد. این آشنایی توسط سیاحان و گردشگران بیشتر صورت گرفت که سبب آشنایی گنجینهی ادب پربار فارسیدری به غربیان شد. اولین آشنایی با حافظ که آلمانیها و فرانسویان مبادرت ورزیدند، کمک شایانی نمود. ترجمههای ویلیام جونز انگلیسی از حافظ، سفر پرطنین گوته و حافظ و حافظ در امریکا و روسیه را بحث و فحص میکند.
کلیدواژهها: ادبیات فارسی، حافظ، ادبیات غرب، گوته و نیچه.
مقدمه
ادبیات فارسیدری، بهویژه اشعار حافظ، در قرن هفدهم مرزها را درنوردیده و به دیار غرب رسید. زبانهای انگلیسی، آلمانی، روسی و فرانسوی، مهمترین زبانهایی بودند که اشعار حافظ بدانها برگردان شد. معرفی شخصیت حافظ، بیشتر توسط سیاحان و گردشگران صورت گرفت. زمانیکه آنها به سرزمینهای فارسیزبانان آمدند، به معارف و ادبیات این ملت آشنا شدند و در سفرنامههایشان از شرق، بهویژه از حافظ نام بردند و سبب معرفی این چهرهی ادبی به غرب شد.
این پژوهش از اهمیت والای برخوردار است که میتواند پلی ارتباطی میان دو فرهنگ و زبان تلقی گردد. همچنان میتواند بر غنای ادبیات فارسی افزوده و در مطالعات ادبیات تطبیقی و ادبیات جهان از ارزش مهمی شمرده شود. هدف کلی این پژوهش بررسی میزان تأثیرگذاری حافظ و دلایل محبوبیت وی در ادبیات غرب و نزد شاعران و نویسندگان غربی میباشد. روشی که در این پژوهش بهکار گرفته شد، روش کتابخانهیی ـ تحلیلی است که ابتدا کتابها، مقالات و رسالههای علمی جمعآوری شده، سپس دادهها به تحلیل و بررسی قرار گرفته شد.
اولین کشوری که در اروپا حافظ را شناخت، آلمان بود، سپس انگلیس و در نهایت کشور فرانسه. در بین اروپاییان، فرانسویان دیرتر از کشورهای دیگر به وجود حافظ پی بردند. آنها حدود یک قرن پس از ترجمهی گلستان سعدی، با حافظ آشنا شدند. در حقیقت، ویلیام جونز، خاورشناس شهیر انگلیسی، برای اولین بار سیزده غزل حافظ را در سال ۱۷۷۰ به زبان فرانسوی ترجمه کرد. در قرن هجدهم میلادی، ادبیات فارسیدری از اقیانوسهای بین اروپا و امریکا عبور کرد و خود را در محضر امرسن قرار داد. امرسن که خود در این شکوفایی فرهنگی نقش اساسی داشت.
یکی از محققان و مترجمان نامور انگلیسی که برای اولین بار حافظ را مورد توجه قرار داد، توماس هاید، استاد زبان عربی، فارسی و عبری دانشگاه آکسفورد بود. هاید اولین ترجمه را به لاتین شروع کرد. این ترجمه ۶۴ سال پس از مرگش، در سال ۱۷۶۷، در انگلیس منتشر شد. ویلیام جونز، نخستین انگلیسی است که به ترجمهی غزلهای حافظ پرداخت. او ابتدا ده غزل حافظ را به نثر انگلیسی ترجمه کرد.
حافظ شیرازی، شاعر بزرگ قرن هشتم هجری، با اشعار عارفانه و عاشقانهی خود، نه تنها ادبیات فارسی، بلکه اندیشه و ذوق شاعران و نویسندگان غربی را به خود معطوف داشته که به مضمون سخن خودش «غربیان گویی که شعر حافظ از بر میکنند.»
صبحدم از عرش میآمد خروش عقل گفت
قدسیان گوی که شعر حافظ از بر میکند
(دانشگر، ۱۳۸۹، ص ۲۱۴)
اولین کشوری که در اروپا حافظ را شناخت، آلمان بود، سپس انگلیس و در نهایت کشور فرانسه بود (آذر و برزگر، ۱۳۹۳، ص. ۱۸).
پیشینهی پژوهش
در مورد حافظ نیز، هرچند در دانشگاه تخار پژوهش مستقلی انجام نشده است، اما در سطح ملی و بینالمللی مطالعات متعددی جایگاه او را در ادبیات غرب بررسی کردهاند.
مقالهی «حافظ در اندیشه و شعر شاعران اروپایی» (میرعلیجانی، حسنزاده و شوکتی، ۱۳۹۴) از منابع مهم داخلی است که در پنج محور، تأثیر حافظ بر متفکران، شاعران، مترجمان و فیلسوفان غربی را نشان میدهد. این پژوهش، حافظ را یکی از الهامبخشترین شاعران شرقی در اروپا معرفی میکند.
علی سلامی در مقالهی انگلیسی «The Influence of Hafiz on Western Poetry»، نقش ترجمههای ویلیام جونز و هامر ـ پورگشتال را در معرفی حافظ به غرب برجسته میسازد و تأثیر او بر گوته، امرسن و امیلی دیکنسون را تحلیل میکند. به گفتهی سلامی، مفاهیمی چون عشق، می، آزادی روح و عرفان حافظ در قالبهای تازهای در ادبیات غرب بازآفرینی شدهاند.
فتوحی و تائی (۱۳۸۸) در پژوهش تطبیقی اشعار حافظ و امرسن، بر شباهتهای فکری و عرفانی این دو تأکید میکنند و نشان میدهند که حافظ بر نگرش فلسفی و معنوی ادبیات آمریکایی نیز اثرگذار بوده است. دهکردی، شهریار و فرجی (۱۳۹۹) نیز با تمرکز بر گوته، تأثیر حافظ را در ادبیات آلمان و شکلگیری «دیوان غربی ـ شرقی» بررسی کردهاند.
حافظشناسی در فرانسه
در بین اروپاییان، فرانسویان دیرتر از کشورهای دیگر به وجود حافظ پی بردند. آنها حدود یک قرن پس از ترجمهی گلستان سعدی، با حافظ آشنا شدند. در حقیقت، ویلیام جونز، خاورشناس شهیر انگلیسی، برای اولین بار پارهیی از سیزده غزل حافظ را در سال ۱۷۷۰ به زبان فرانسوی ترجمه کرد (آذر و برزگر، ۱۳۸۹، ص. ۳۶).
اولین شناسایی حافظ در فرانسه به قرن نوزدهم میلادی برمیگردد؛ زمانیکه شرقشناسان و مترجمان اروپایی، بنابر علاقهشان به زبان فارسیدری، دیوان حافظ را ترجمه کردند. اولین کسی که به این کار همت گماشت، جوزف فون هامر ـ پورگشتال، شرقشناس اتریشی بود که دیوان حافظ را به زبان آلمانی ترجمه نمود و در سال ۱۹۱۲ م منتشر شد و این ترجمه تأثیر زیادی بر شاعران فرانسوی گذاشت.
شاعران تأثیرپذیر از حافظ
۱) حافظ و ویکتور هوگو
ویکتور هوگو، شاعر مشهور فرانسوی، بسیار تحت تأثیر حافظ قرار داشت و در دیوان شرقیات از شاعران فارسیزبان، خاصه حافظ، بسیار الهام گرفت. او در سال ۱۸۲۲ یکی از اشعار حافظ را در صدر نخستین چاپ غزلیات خود آورد:
حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص. ۵۷)
هوگو چنان شیفتهی حافظ بود که خطاب به خویشتن سرود:
شاعر! کاش در سرزمین عباسها و خسروها
در سرزمین نور آفتاب
در میان عنبر و عود،
چشم به جهان گشوده بودی!
(آذر و برزگر، ۱۳۸۹، ص. ۳۸)
او در داستانهای خود نیز بسیار تحت تأثیر اشعار حافظ قرار داشت. قهرمان کتاب او، سلطان احمد، الهامگرفته از غزل معروف حافظ با مطلع ذیل است:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا
بده ساقی می باقی که در جنّت نخواهی یافت
کنار آب رکنآباد و گلگشت مصلا را
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص. ۱۸)
هوگو بسیار دلبستهی حافظ و شاعران فارسیزبان بود و در دیوانی که به یادکرد این شاعران پدید آورده است، بسیاری از قطعات خود را وامدار حافظ و سعدی میداند. او غزلی از حافظ را که در آن شاعر به گشادهدستی بیمانندش، مُلک سمرقند و بخارا را به خال هندوی یارش پیشکش میکند، ترجمه نمود. این قطعهی رمانتیک خوشامد ادبدوستان و هنرمندان فرانسهی آن روزگار شد و دو برادر شاعر فرانسوی را بر آن داشت تا داستانی زیبا و مطایبهآمیز دربارهی این بخشش خسروانه بنگارند. داستان، گفتوگویی میان تیمور گورکانی و خود حافظ است که در فرهنگ مشرقزمین بسیار شناخته و پرآوازه است. تیمور به حافظ عتاب میکند که چگونه اقلیم شاهانهی وی را بدین گونه ارزانی خواستهی خود کرده است:
این تو هستی شاعر بیهودهگویی
که سمرقند و بخارا، پایتختهای مرا
این چنین ارزان فروختهیی؟
و حافظ گوید:
بخارا بخشیدم
و سمرقند را فروختم تا بوسهیی از لب یار برچینم
در شگفت مشو که از این چنین سخاوتی بیچیزم!
(دهکردی، شهریار و فرجی، ۱۳۹۹، ص. ۱۴۴)
۲) اندره ژید و حافظ
اندره ژید در سال ۱۸۶۹ میلادی در پاریس زاده شد. از این نویسندهی بزرگ فرانسوی آثاری چون مایدههای زمینی، مایدههای تازه، سکهسازان، بهانههای تازه، آهنگ روستایی و غیره را میتوان نام برد. ژید، حافظ را شاعری کامطلب و آزمند زندگی میشناخت. نخستین درسی که ژید از حافظ میآموزد این است که خوشبختی در دسترس همگان است و میتوان آن را همهجا با خود برد. ژید در این باره مینویسد: «من همواره خوشبختی خود را از راه همگانی ساختن امور به دست آوردهام، به نحوی که آنچه را در تملک من بود، مانند ساغری که به حافظ مستی میبخشد، انتقالپذیر ساختم».
نخستین کتاب از کتابهای هفتگانهی مایدههای زمینی با نقل از حافظ آغاز میشود که در گفتوگو از بخت است و یادآور این بیت است:
بخت خوابآلود ما بیدار خواهد شد مگر …
(حافظ، ۱۳۴۹، ص. ۱۹)
ژید میگوید: «خدای حافظ خداییست مهربان که هرگز ما را به خاطر بهرهبرداری از نعمتها کیفری نخواهد داد. پیوند آفریدگار در شعر حافظ، پیوند فرزندی پاکطبیعت، اما عاصی، با پدری باگذشت و باحوصله است که شوخطبعی فرزند را بر او مجاز میشمارد». ژید میگوید که نگرانی حافظ در برابر ریاکاران بسیار شدید است (میرعلیجانی، حسنزاده و شوکتی، ۱۳۹۴، ص. ۲۱۲).
و حافظ میسراید:
حافظا میخور و رندی کن و خوش باش، ولی
دام تزویر مکن چون دیگران قرآن را
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص. ۲۴)
ژید با الهامگیری از این بیت شعر حافظ، به مبارزه با ریاکاران اجتماعی برمیخیزد و کتاب معروفش سکهسازان یا به تعبیر دیگر ریاکاران را پدید آورد و متذکر میشود که: «دیوان حافظ بیانیهی مستی و کامجویی است و میخواری و بادهنوشی را وسیلهیی برای گریز از «من» خودستایی حاضر و دستیابی به وجود باطن آدمی میداند» (همان، ص. ۲۱۲).
۳) ژان لاهور
ژان لاهور، شاعر کلاسیک فرانسه، از طریق ترجمههای موجود از حافظ به او روی آورد و در مجموعهی اشعارش به نام پندار از حافظ شیراز الهام گرفت. او حافظ شیرازی را شوریدهیی میدانست که چون آتش درونش را هیچ عشقی فرو نمینشاند، به عشق الهی روی آورد و در نهایت هستی خویش را در راه معبود ازلی نیست کرد و هستی ابدی یافت (آذر و برزگر، ۱۳۸۹، ص. ۴۰).
۴) تیوفیل گوتیه
تیوفیل گوتیه، بنیانگذار مکتب پارناس و شاعر فرانسوی، دیوان معروف خود میناها و حکاکیها را با قطعهی شعری در وصف حافظ آغاز کرده است که نشان از تأثیرپذیری او از حافظ دارد (همان).
۵) تریستان کلینگسور
تریستان کلینگسور، شاعر معاصر فرانسوی، مجموعهیی به نام شهرزاد را سرود که در آن چهرهیی رنگین از حافظ ترسیم میکند و در عالم خیال به شیراز میآید و به دیدار حافظ میرود (شفا، ۱۳۳۳، ص. ۱۷۰).
۶) کنتس ماتیو دونوآی
از زیباترین شاعرههای فرانسوی است که عاشق ایران، شیراز و نغمهسرایان سرزمین پارس و شیفتهی هنر سعدی و حافظ است و در غزلی به نام سایهیی ایام دلبستگی خود را به حافظ ابراز میکند.
۷) مترجمان نامور حافظ در فرانسه
دوفرمی، نکلا و شارل دوویلر از مترجمان حافظاند که غزلهای اندکی از او را ترجمه کردند. آرتورگی در سال ۱۹۲۷ به ترجمهی دیوان حافظ پرداخت، اما موفق نشد، هرچند بیش از ۱۷۵ غزل حافظ را به فرانسوی ترجمه کرد. هانری ماسه، که تسلط به زبان فارسی داشت، تنها بیست غزل از حافظ را در سال ۱۹۳۲ به زبان فرانسوی ترجمه کرد و در بارهی حافظ میگوید: «رأی عمومی ادبا و علمای فرانسه این است که خواجه حافظ یکی از استادان بزرگوار عالی شعر است…» (شریعت، ۱۳۹۴، ص. ۴۷۱). ونستان مونتی و روژه لکسو نیز تنها چند غزل از حافظ را در سالهای ۱۹۵۲ و ۱۹۵۵ ترجمه کردند (آذر و برزگر، ۱۳۸۹، ص. ۳۷).
در قرن هجدهم میلادی، ادبیات فارسیدری از اقیانوسهای بین اروپا و امریکا عبور کرد و خود را در محضر امرسن قرار داد. امرسن که خود در این شکوفایی فرهنگی نقش اساسی داشت، در مطالعهی همهجانبهی ادبیات فارسی نیز الگوی دیگر نویسندگان و شاعران امریکا شد. او اشعار زیادی از شاعران ایرانی را به انگلیسی ترجمه نمود و برخی از اشعار معروف خود را، از جمله «باکوس»، «اسفنکس»، «ایام»، «هرمیون»، «همه را وقف عشق کن» و نیز «باکوس ناقص»، تحت تأثیر شاعران فارسیزبان، بهویژه حافظ، سرود.
امرسن دو شعر و دو مقالهی جداگانه در رابطه با ادبیات پارسی نگاشت. یکی از آنها مقالهیی است تحت عنوان «شعر پارسی» که در آن به تفصیل دربارهی تعدادی از شاعران فارسیزبان، مخصوصاً حافظ، به بحث پرداخت. او در شعری تحت عنوان «قطعاتی در بارهی شعر و شاعری» حافظ را به عنوان شاعر ایدهآل خود معرفی نمود. در سال ۱۸۶۵، هنگامی که ترجمهی گلستان سعدی به قلم فرانسیس گلدوین در امریکا منتشر شد، امرسن مقدمهی جالبی بر آن نوشت و گلستان را به عنوان «یکی از کتابهای مقدس جان» ستود (قادری و آذرانداز، ۱۳۷۹، ص. ۶).
شاعران متأثر از حافظ
بازتاب شعر پارسی بر ادبیات امریکا از ترویج مکتب تعالیگرایی امریکا در قرن نوزدهم آغاز شد که رالف والدو امرسون، شاعر زبردست و نامدار امریکا و همچنان از بنیانگذاران این مکتب، در انتقال شعر فارسی کمک ارزندهیی را ایفا نمود.
۱) حافظ و امرسون
امرسون پیش از چهلسالگی به شاعران فارسیزبان ارادت نداشت، ولی از چهل تا پنجاهوپنجسالگی، ادبیات فارسی به وی سرچشمهی الهام شاعرانه بوده است. او همچنین تا پانزده سال دیگر به مطالعهی مفید خود دربارهی شعر فارسی ادامه داد. در نتیجهی این مطالعات، حدود هفتصد بیت شعر فارسی را ترجمه کرد.
امرسون از نخستین مترجمان غزلیات حافظ در امریکا به شمار میرود. او در سال ۱۸۴۷ دو گزیدهی شعر را ترجمه کرد که در یکی از آن دو، بیشترین اشعار از دیوان حافظ انتخاب شده بود. در همان سال در منچستر انگلستان سخنرانییی ایراد کرد که موضوع آن حافظ و مطالعات فارسی بود. در سال ۱۸۵۱، چند شعر دیگر از حافظ را ترجمه و در مجموعهی ناقوس آزادی به چاپ رسانید.
گرچه امرسون به سعدی علاقه داشت، اما حافظ را در کنار شکسپیر قرار میداد:
«الههی عشق با لبخند گفت:
فرمان الهی دیگری برایت دارم، پسرم!
دیگر موعظه مکن
لوتر، فاکس، بهمن، سویدنبرگ همگی رنگ باختند
و ناگهان ابرهای درخشان
حافظ و شکسپیر را با همسرایانش بالا بردند»
(نامور مطلق، ۱۳۸۴، ص. ۲۰۲)
امرسون تحت تأثیر شیفتگی گوته به حافظ و نیز از طریق ترجمههای آلمانی هامر و روکرت با حافظ آشنا شد و به ترجمهی غزلهای او پرداخت. وی از ترجمهی رباعیات خیام فیتزجرالد نیز الهام گرفت و بر اساس مطالعات شرقی انجامشده، از ترجمهی واژهبهواژه به سوی ترجمهی شاعرانه و هنری غزلهای حافظ گام برداشت. ترجمهی انگلیسی هرمان بیکنل نیز در سال ۱۸۷۵ به منابع او افزوده شد. تأثیرپذیری او از ترجمههای هامر از همگونی بسیاری از نامها با شیوهی املای آلمانی هامر مشخص میگردد. به عنوان نمونه، وی چون هامر، جامی را (Dschami) و مجنون را (Medsvhnun) نگاشته است (همان).
نمونهیی از امرسون:
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشهی چشمی به ما کنند
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص. ۲۱۱)
See, the chemist of love
Will the dust of body
Convert into gold
Were it never so leaden
O, Hafez, churls
Know the worth of great pearls
Give the high prized stone
Only to sacred friends alone
ببین، کیمیاگر عشق این غبار بدن را به طلا تبدیل میکند
ای حافظ، روستاییان قدر مروارید را نمیدانند
سنگ گرانقیمت را فقط به یاران عزیز بده (همان).
امرسون تقریباً از ساقینامهی حافظ ترجمههای زیادی ارائه داد که به شهرت بسیار عالی دست یافت. جدا از امرسون، شاعران دیگری به نامهای والت ویتمن، که پایهگذار شعر آزاد در امریکا است، و خانم امیلی دیکینسون، شاعر بانوی امریکایی، نیز تحت تأثیر ادبیات فارسی و ترجمههای امرسون قرار گرفتند.
حافظشناسی در آلمان
هامر پورگشتال نخستین فردی بود که همزبانان خود را با حافظ شیرازی آشنا نمود. وی در سال ۱۸۱۲ م در دیباچهی تاریخ ادبیات خود به حافظ اشاراتی کرد و ترجمهیی نیز از اشعار حافظ انجام داد. نوشتههای وی به دید گوته رسید و دو جهان بزرگِ گوته و حافظ از این طریق با هم تلاقی پیدا کردند. برای بار دوم، فریدریش روکرت، تحت آموزشهای پورگشتال، پارسی را آموخت و برگردانی نو از حافظ شیرازی به زبان آلمانی فراهم کرد. پورگشتال میگوید که شیوهی تغزل شاعرانی چون حافظ به راستی بر آنان امکانپذیر میسازد که فراتر از ماه و خورشید را بنگرند (دهکردی، فرجی و شهریار، ۱۳۹۹، ص. ۱۴۶).
شاعران متأثر از حافظ
حافظ شیرازی تأثیر عمیقی بر ادبیات آلمان گذاشت و چندین شاعر برجستهی آلمانی از او الهام گرفتند. مهمترین آنها یوهان ولفگانگ فون گوته بود که پس از آشنایی با دیوان حافظ، اثر معروف خود دیوان شرقی ـ غربی را نوشت و حافظ را دوست و همدل خود خواند. همچنین فریدریش روکرت، شاعر و مترجم قرن نوزدهم، با ترجمه و تقلید از سبک حافظ، نقش مهمی در گسترش نفوذ او در آلمان ایفا کرد. فریدریش شلگل، از پیشگامان رمانتیسم، نیز حافظ را تحسین میکرد و در پی پیوند شعر شرق با غرب بود. برای وضاحت بیشتر، به تعدادی از شعرا و نویسندگان مشهور اشاره میکنیم:
۱) گوته و حافظ
یوهان ولفگانگ فون گوته در سال ۱۷۴۹ در فرانکفورت متولد شد. در سال ۱۷۷۰ به استراسبورگ رفت و با هِردِر آشنا شد که او مترجم گلستان بود. گوته در رشتهی حقوق تحصیل کرد و در فرانکفورت به وکالت و نویسندگی پرداخت (دهبزرگی، ۱۳۸۷، ص. ۲۴۲).
گوته نمونهی برجستهیی از تبادل فرهنگی میان شرق و غرب و پیوند میان دو فرهنگ به شمار میرود. وی اهتمام به فرهنگ مشرقزمین را از دوران جوانی با مطالعهی قرآن آغاز کرد و بهشدت شیفتهی آن شد و در نتیجه زبان عربی را آموخت. یکی از دوستانش گوته را با ادبیات فارسی آشنا ساخت که آغاز سفر فکری و روحی او به مشرقزمین بود.
دکتر طه ندا در کتاب ادبیات تطبیقی خود سه منبع بزرگ را در تکوین شخصیت گوته برمیشمارد. نخستین منبع، اسلام است. اگر دین اسلام را به معنای تسلیمشدن بدانیم، گوته مسلمان بود؛ زیرا وی اسلام را دین یکتاپرستی، زندگی اجتماعی، کار، تلاش و تمدنسازی میدانست. او قرآن را میخواند و در آثارش نمونههایی از الهاماتی که از قرآن گرفته است، نمایان است. در قصیدهی «قوم برگزیده» ابیاتی در رثای شهیدان بدر از زبان رسول خدا روایت کرده است. در قصیدهی «ذهن آزاد» از ستارگان و اینکه خداوند آنها را برای راهیابی مردم در زمین و دریا آفریده است سخن گفته و این اندیشه را از آیهی کریمهی زیر برگرفته است:
«و هو الذی جعل لکم النجوم لتهتدوا بها فی ظلمات البر و البحر…» (انعام: ۹۷).
در قصیدهی «پیامبر (ص)» میگوید هر کس با پیامبر دشمنی میورزد، باید خود را به ریسمان محکم در ستون خانهی خویش حلقآویز کند تا خشم و کینهی او از میان برود. در قصیدهی «زینهار از زنان» نیز اقتباساتی از احادیث پیامبر دیده میشود. دومین منبع در تکوین گوته، ادبیات فارسی دانسته شده است؛ زیرا گوته عاشق حافظ، عطار و سعدی بود. سومین منبع، ریلکه شاعر آلمانی است که در پی سفرهایش به شرق، ادب بزرگ شرق را به ادبیات غرب پیوند داد (ندا، ۱۳۹۴، ص. ۲۰۴).
از میان آثار معروف گوته، دیوان شرقی ـ غربی از جایگاه والایی برخوردار است. این اثر شامل دوازده کتاب است که گوته همهی آنها را با نامهای فارسی نامگذاری کرده است: «مغنینامه، حافظنامه، عشقنامه، تکفیرنامه، رنجنامه، حکمتنامه، تیمورنامه، زلیخانامه، ساقینامه، مثلنامه، پارسینامه، خلدنامه» (شفا، ۱۳۲۷، ص. ۳۰).
داستان گوته و حافظ را میتوان به داستان شمس و مولانا تشبیه کرد؛ زیرا این رابطه، رابطهیی روحی و الهامی است. گوته حافظ را مربی فکری خود میدانست. در اینجا به برخی از گفتارهای گوته دربارهی حافظ اشاره میشود:
ای حافظ، سخن تو همچون ابدیت بزرگ است، زیرا آن را آغاز و انجامی نیست…
(شفا، ۱۳۲۷، ص. ۴)
ای حافظ مقدس! آرزو دارم که همهجا، در سفر و حضر، در گرمابه و میخانه، با تو باشم…
(شفا، ۱۳۲۷، ص. ۴۰)
ای حافظ! همچنانکه جرقهیی برای سوختن شهر امپراتوران کافی است، گفتهی شورانگیز تو سراپای این شاعر آلمانی را در تبوتاب افکنده است
(شفا، ۱۳۲۷، ص. ۵۴).
۲) نیچه و حافظ
فریدریش نیچه از بزرگترین شخصیتهای فکری آلمان و جهان است. وی نه تنها در تاریخ اندیشهی آلمان، بلکه در تحول ادب، فکر و سیاست اروپا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم تأثیر عمیقی گذاشت. بزرگترین اثر فلسفی او چنین گفت زردشت است. ستایش نیچه از زردشت، همانند ستایش گوته از حافظ، در ادبیات جهان کمنظیر است.
نیچه به حافظ نیز احترام فراوان میگذاشت. قطعهیی از او دربارهی حافظ که در این کتاب نقل شده است، ارادت وی را به خواجهی شیراز نشان میدهد (میرعلیجانی، حسنزاده و شوکتی، ۱۳۹۴، ص. ۲۱۶).
۳) فریدریش یونگر
فریدریش یونگر، شاعر معاصر آلمانی، از نغمهپردازان ظریف این کشور است. وی در سال ۱۸۹۹ متولد شد و مجموعههای شعری او در سالهای اخیر با استقبال فراوان روبهرو شده است. او مانند استاد خود گوته و بسیاری از شاعران آلمان، از شیفتگان حافظ شیرازی است. وی اشعار متعددی دربارهی ایران و دیگر کشورهای شرقی سروده و در همهی آنها ذوق و ظرافت خاص او آشکار است (میرعلیجانی، حسنزاده و شوکتی، ۱۳۹۴، ص. ۲۱۸).
مترجمان حافظ در آلمان
فریدریش روکرت، شاعر نامدار آلمانی، پس از دیدار با هامر، ترجمهی حافظ را آغاز کرد که در سال ۱۸۲۲ منتشر شد. آگوست فون پلاتن، شاعر برجستهی آلمانی، جوهر مضامین غزلهای حافظ را در قالب اشعاری نغز به زبان آلمانی بازآفرینی کرد و اثر خود را «منتخبی از درخشانترین اشعار حافظ» نام نهاد.
روزنسوایک، خاورشناس اتریشی، ترجمهی کامل دیوان حافظ را به نظم آلمانی درآورد و این مجموعه را در سه جلد، در فاصلهی سالهای ۱۸۵۸ تا ۱۸۶۴ در وین منتشر کرد. هلموت ریتر، خاورشناس نامدار آلمانی، نیز به سبب تسلط بر زبانهای فارسی، عربی و ترکی، ترجمههای ارزشمندی از جمله ترجمهی دیوان حافظ ارائه داد. دامر از دیگر مترجمان غزلهای حافظ به آلمانی است که جنبههای فلسفی ـ عرفانی غزلها را برجسته ساخت و بخشی از آنها را در سال ۱۸۴۶ در هامبورگ منتشر کرد. نسلمان در سال ۱۸۶۵ در برلین ترجمههایی از غزلیات حافظ ارائه نمود و بدنشتات در سال ۱۸۷۷ در برلین و هنس بگ در سال ۱۹۱۰ در لایپزیک آثار خود را منتشر کردند. کریستف بورگ، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه برن سوئیس، نیز در سال ۱۹۷۲ سه رساله همراه با شرح و ترجمهی دوازده غزل از حافظ ارائه داد (میرعلیجانی، حسنزاده و شوکتی، ۱۳۹۴، ص. ۲۳).
حافظشناسی در انگلیس
انگلیسها در قرن هجدهم، حافظ را شناختند. با اینکه قبل از حافظ، خیام و سعدی شهرت یافته بودند؛ اما حافظ بهتدریج شیفتگانی برای خود پیدا کرد. مترجمان و مستشرقینی که از حافظ خبر یافتند و در مورد زندگی و تفکر حافظ چیزی نگاشتهاند، نادرند. اینک از مترجمان نامور که از حافظ تأثیر پذیرفتهاند، نام میبریم:
حافظشناسان معروف انگلیس
یکی از محققان و مترجمان نامور انگلیسی که برای اولین بار حافظ را مورد توجه قرار داد، توماس هاید، استاد زبان عربی، فارسی و عبری دانشگاه آکسفورد بود. هاید اولین ترجمه را از لاتین شروع کرد. این ترجمه ۶۴ سال پس از مرگش، در سال ۱۷۶۷ در انگلیس منتشر شد.
ویلیام جونز، نخستین انگلیسی است که به ترجمهی غزلهای حافظ پرداخت. او ابتدا ده غزل حافظ را به نثر انگلیسی ترجمه کرد. سپس ده غزل از حافظ را بهاضافهی سه غزل دیگر به شعر فرانسوی که زبان علمی آن روزگار بود، برگرداند. جونز نخست به شاهنامه توجه داشت و آن را با هومر قیاس میکرد و قسمتی از شاهنامهی فردوسی را به لاتین ترجمه کرد، سپس به اشعار غنایی پرداخت و چنان به آن علاقهمند شد که دربارهی آن نوشت که ایرانیان در سرودن اشعار عاشقانه از هر چیز بیشتر مهارت دارند. شباهت بسیاری که میان غزلهای حافظ و اشعار شعرای غزلسرای یونان است، تعجبآور است (آذر و برزگر، ۱۳۸۹، ص.۲۴). بنا به گفتهی جونز:
«من با مطالعهی اشعار حافظ به خواب میروم و برای مطالعهی آن از خواب برمیخیزم، خوشبختانه هرچه حافظ را بیشتر میخوانم، زیباییهای تازه در اشعار او میبینم و اشکال کار ما در این است که نمیتوانیم آن همه ملاحت و فصاحت غزلها و قصیدههای حافظ را به قالب زبانهای اروپایی درآوریم. آری، این کار بسیار مشکل به نظر میرسد» (شریعت، ۱۳۹۰، ص.۴۷۰).
پس از جونز، نوبت به همکار او در دادگاه بنگالهی هند رسید که به کار ترجمهی حافظ بپردازد. او که نامش جان ریچاردسون است، تعدادی از غزلهای حافظ را در مجموعهای بهنام «نمونهای از اشعار»، ترجمهی لاتینی غزلهای کنت رویچی، ترجمه کرد. او ابتدا متن فارسی چندین غزل حافظ را به همراه ترجمههای آنها میآورد و سپس یکیک واژهها و تعبیرها و کنایهها و استعارهها را شرح میدهد. برای نمونه، وی دو بیت نخستین غزل حافظ را بدینسان به شعر انگلیسی برگرداند:
الا یا ایها الساقی، ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کآخر، صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش، چه خون افتاد در دلها
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص.۱۶)
Fill, fill the cup with sparkling wine,
Deep let me drink the juice divine,
To soothe my tortured heart:
For love who seemed at first so wild….
جان هادن هیندلی، در سال ۱۸۰۰ یازده غزل حافظ را به شعر انگلیسی برگرداند. او نخستین کسی است که دربارهی شیوهی ترجمهی حافظ سخن به میان آورد. او اذعان میدارد که ترجمهی لفظبهلفظ شعر حافظ امری است مشکل که از عهدهی آن برنمیآید.
هرمن بیکنل، جراح انگلیسی بود که در ارتش هندوستان، چین و تبت خدمت کرد. او پس از آموختن زبان فارسی چنان شیفتهی اشعار حافظ شد که استعفا داد و به ایران آمد و اسلام آورد. ترجمه و تحقیقات او دربارهی حافظ پس از مرگ زودهنگامش در چهلوپنجسالگی، توسط برادرش در سال ۱۸۷۵ در لندن منتشر شد. این کتاب متن فارسی صد و هشتاد و نه غزل حافظ با ترجمهی آنها به شعر انگلیسی موجود است و به نام «حافظ شیراز و منتخب اشعار او» در دسترس است.
کلنل ویلبرفورس کلارک، همهی اشعار حافظ را تشریح و تفسیر کرد. این ترجمه جنبهی صوفیمنشانه داشت که در هندوستان در دو جلد به چاپ رسید.
بهترین ترجمه از اشعار حافظ توسط بانویی سیساله به نام گرترود لوثیان بل انجام شد که ابتدا سی غزل از غزلهای حافظ به چاپ رسید و در سال ۱۸۹۸ به ترجمهی چهلوسه غزل حافظ پرداخت. این ترجمهها بیشتر جنبههای اجتماعی و عرفانی داشتند.
والتر لیف در سال ۱۸۹۸، ترجمهی بیستوهشت غزل را در لندن بهنام «ترجمههایی از حافظ» در مقالهای پیرامون شعر فارسی منتشر ساخت.
جان پین در سال ۱۹۰۱، تمام دیوان حافظ را به شعر انگلیسی ترجمه و در سه جلد بزرگ تحت عنوان «اشعار شمسالدین محمد حافظ شیرازی» در لندن منتشر کرد. ترجمهی جان پین، نخستین ترجمهی کامل دیوان حافظ است که به سبک اصلی شاعر از فارسی به نظم انگلیسی برگردانده شده است.
ریچارد لوگالی ین در سال ۱۹۰۵، مجموعهی صد غزل حافظ را ترجمه نمود که وی به زبان فارسی تسلط نداشت و از ترجمههای ویلبرفورس کلارک و جان پیتر استفاده کرد.
الیزابت بریجز، دختر رابرت بریجز، ملکالشعرای دربار انگلستان، در سال ۱۹۲۱ مجموعهی مختصری از غزلهای حافظ را ترجمه نمود. این ترجمه با ترجمههای قبل از حافظ متفاوت بوده؛ زیرا این شاعره با ذوق و دارای قریحهی عرفانی بیان کرده است. بهطور نمونه:
صلاح کار کجا و من خراب کجا؟
ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟
دلم ز صومعه بگرفت و خرقهی سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا؟
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص.۱۷)
Where is the pious doer?
and I the strayed one, where?
Behold how far the distance
from his safe home to here!
Dark is the stony desert,
trackless and vast and dim,
رینولد نیکلسون، شاگرد معروف ادوارد براون، در سال ۱۹۲۲ مجموعهای بهنام «ترجمهی چندی از شعر و نثر شرق» را منتشر کرد. خود دربارهی ترجمهاش از اشعار حافظ نوشت: «بعضی از آنها مرکب از ابیات مختلف چندین غزل و برخی ترجمهی آزاد و یا نزدیک به اصل قسمتهای مختلف غزل میباشد» (آربری، ۱۹۵۴، ص.۴۵).
برای آشنایی با ترجمههای نیکلسون، چند بیت را میآوریم:
در غنچهای هنوز و صدت عندلیب هست
روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
در عشق، خانقاه و خرابات شرط نیست
هر جا که هست پرتو روی حبیب هست
(دانشگر، ۱۳۸۰، ص.۷۸)
Mortals never won to view thee,
Yet a thousand lovers woo thee;
Not a nightingale but knows
In the rosebud sleeps the rose.
Love is where the glory falls
of thy face: on convent walls
or on tavern floors the same
inextinguishable flame.
آرتور آربری، استاد زبان فارسی دانشگاه لندن و شاگرد نیکلسون، پنجاه غزل از حافظ را به زبان انگلیسی ترجمه و در کمبریج منتشر ساخت. این کتاب مجدداً در سال ۱۹۷۰ در صد و هشتاد و هفت صفحه به چاپ رسید.
پیتر ایوری و جان هیث استابز با هم ترجمهی سی غزل حافظ را در کتابی به نام «حافظ شیرازی» در سال ۱۹۵۲ در لندن منتشر ساختند. آنان بهخاطر نشان دادن ظرایف صوری غزلها، ابتدا متن فارسی و بعد متن ترجمهشده را میآوردند.
حافظشناسی در روسیه
اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی را میتوان سالهای اوج محبوبیت ادبیات پارسی در جهان، از جمله روس، دانست. این سالها در ادبیات روس بهعنوان عصر نقرهای ادبیات روس شناخته شده است. شاعران کلاسیک ادبیات فارسی، همچون فردوسی، عمر خیّام، مولوی، حافظ، جامی، رودکی و غیره، جایگاه ویژهای در ادبیات روسیه، بهویژه عرفان ـ اسلامی، دارند. از میان شاعران بزرگ پارسی، حافظ تأثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان روسی داشته است. برای مثال، در آغازین سالهای قرن نوزدهم، در آثار شاعرانی چون الکساندر پوشکین، دمیتری آزنابیشین، آلکساندر بِستوژف مارلینسکی، آفاناسی فت، فیودور تیوتچف، ویچیسلاف ایوانف، گیاورگی ایوانف، ولادیمیر سالاویُف، میخایل کوزمین و دیگران، تأثیر غزلیات حافظ را میتوان مشاهده کرد (نوروزی و مرادی، ۱۳۹۸، ص.۱۲۲).
اولین ترجمههای روسی از غزلیات حافظ را اُسیپ ایوانوویچ سینکوفسکی انجام داد. او آثاری به زبان فارسی، ترکی و عربی دارد. وی در سال ۱۸۱۹ عازم استانبول شد و در آنجا با دیوان حافظ آشنا گردید و سه غزل از حافظ با استفاده از ترجمهی ترکی آن در مجلهی لهستانی به چاپ رسید. آخرین ترجمه از حافظ در روسیه به همت چند تن از استادان انستیتوت شرقشناسی دانشگاه دولتی لامانوسف مسکو صورت گرفته است. این مجموعهی ترجمهی غزلیات از سه جلد تشکیل شده است که تاکنون جلد نخست ترجمهی محتوایی شامل صد غزل از مجموعهی پانصد غزل حافظ، در سال ۲۰۱۲ چاپ شده است.
تأثیر اشعار و اندیشههای حافظ بر شاعران و نویسندگان روسی
در روسیه از حافظ بهعنوان «عندلیب سخن» یاد میکنند. در بررسی اشعار شاعران روس، تا اواخر سدهی بیستم میلادی مشاهده میشود که بیش از بیست شاعر روس در پنجاه شعر از حافظ نام بردهاند و اندیشههای عرفانی ـ فلسفی ـ اخلاقی، زهد، رندی و جوانمردی و غزلیات آهنگین حافظ در اشعارشان بازتاب یافته است. برخی نیز به ترجمهی اشعارش همت گماشتهاند. در اشعار این شاعران روسی، خواننده خود را در فضایی کاملاً عرفانی که از چشمهی عرفان حافظ سرچشمه میگیرد، غرق مییابد (یحییپور، مطهر، روداکووا، ۱۳۹۷، ص.۱۴).
۱) حافظ و آفاناسی آفاناسییویچ فِت
آفاناسی فت (که در آغاز نام خانوادگی شنشین را داشته است) از جملهی اربابان آرلوف بود. وی فارغالتحصیل از رشتهی حقوق بود. او نه با زبان فارسی و نه با شاعران فارسیزبان آشنایی داشت. همهچیز از آنجا آغاز شد که در سال ۱۸۵۹ ایوان تورگنیف، از نویسندگان مشهور قرن نوزدهم، مجموعهی اشعار حافظ را به درخواست فت از خارج کشور آورد و به او هدیه داد که این، آغاز آشنایی وی با حافظ است.
مجموعهی اشعار فت با نام «از حافظ»، در واقع ترجمهی غزلیات حافظ از زبان آلمانی است. فت سیوپنج غزل حافظ را از روی ترجمهی آلمانی دامر به زبان روسی برگرداند و بخشی از سخنان گوته را از دیوان شرقی ـ غربی در اثرش گنجاند. در اینجا به بخشی از ترجمهی فت بسنده میکنیم:
ای حکیم، اینطور خشمگین مباش!
ای معلم اخلاق، از دیگران مرنج!
ما همه به دنبال سعادتیم،
و این به هیچروی گناه نیست!
(نوروزی و مرادی، ۱۳۹۸، ص.۱۳۰)
۲) حافظ و الکساندر سرگییویچ پوشکین
حافظ تأثیر زیادی بر اندیشه و اشعار الکساندر پوشکین، شاعر پرآوازهی روس، داشت. وی از طریق ترجمههای فرانسویها از حافظ با او آشنا شد و شعری بسیار زیبا در مورد حافظ سرود که مضامین غزلهای حافظ در آن به چشم میخورد. شعر پوشکین در مورد حافظ با عنوان «از حافظ» چنین روایت شده است:
از حافظ
نکند شهرت آذی نشده محصور تو را
آه ای پاک خجول، ای تو جوان زیبا
و مشو دشمن جمعیت و اهل قرهباغ
در دل حادثه و جنگ میفکن خود را
گرچه دانم که نیاید به سراغت شب مدح
و در آن قائله تو کشته نگردی، زیرا
که به زیبایی تو رحم کند عزرائیل
چون در آن عرصه ببیند رخ زیبای تو را
لیک میترسم از آن لحظه که هنگام نبرد
شرم رفتار تو تا هست، شود از تو جدا
خجلتی که همه زینت رفتار تو است
زیور بخت و سعادت بود این حجب و حیا!
(نوروزی و مرادی، ۱۳۹۸، ص.۱۳۲)
۳) ولادیمیر سرگئییویچ سالاویُف
او از فیلسوفان و شاعران است که علاقهی وافر به حافظ داشت. وی فیلسوفی زاهد و عارف مسیحی است که با شناخت اسلام و ادبیات فارسی در جامعهی روسی کمک شایانی کرده است. ولادیمیر سالاویف، متفکر مذهبی روس، مجموعهای به نام «از حافظ» دارد که از یازده شعر تشکیل شده است و نخستینبار در تابستان ۱۸۸۵ به چاپ سپرده شد. وی کتابی با عنوان «هزارویکروز در مشرقزمین» را در سال ۱۸۵۰ نوشت که نتیجهی حضور او در قفقاز بود و سبب یادگیری و تسلطش بر زبان فارسی و روسی شد. به نظر میرسد برخی ابیات را شاعر ـ مترجم آلمانی و آنگاه روسی از حافظ اقتباس کردهاند و بر اساس مضمون شعر خواجهی شیراز، شعر جدیدی سروده باشند. موتیف اصلی این اشعار عشق است:
زبانها چه بسیارند، چه بسیار!
لیک در همهی آنها یک ندا طنینانداز است:
چه رومی، چه به فارسی ـ
به عشق ایمان داشته باش و جامی میبنوش!
تابستان ۱۸۸۵
(یحییپور، مطهر، روداکووا، ۱۳۹۷، ص.۲۰)
۴) ویچیسلاف ایوانویچ ایوانف
حافظ در اشعار شاعران سدهی بیستم روسیه، مانند ایوانف و نیکلای گومیلیوف، علاوه بر عارف معنینظر، به «زنبور شیر» نیز معروف است. ایوانف شاعر غزلسرا و نظریهپرداز برجستهی سمبولیسم در سدهی بیستم است. ایوانف شعری در وصف حافظ سرود که «خیمهی حافظ» نام دارد. شعر دارای دو قسمت است که هر دو قسمت حالوهوای کاملاً شرقی و عرفانی دارد.
خیمهی حافظ
ای حافظ، باز نور در میخانهی زاهدان پس از سالها درخشیده!
شرابها تندند، سرنامهها شیرین مینوازند، انبار خرقههای مجلل کشیشان بهدرنگ خونابهاند،
و نگاههای لطیف پنهانی، همسایگان را ملاقات میکنند:
به ما وارثان حافظ، ارزانی شده میراث وصایا
ای ساقی خمار، مفتون کن ما را! ای دوست، اعتراف کن!
و مأوای خلوت ما مکان انجمن عشق میشود،
و انجمن لبخندها، جسارتها و خستگیها خواهد شد:
قامتت برافراشته است و مستی من ناپایدار، هوشم تیز، لیک سرشار از کاهلی است
و به زیر خرقههای تنبلی، امواج حرکات طناز ما جاری است…
دقیقاً مضمون اصلی شعر ایوانف، همین غزل حافظ است (یحییپور، مطهر، روداکووا، ۱۳۹۷، ص.۲۲). شعر دیگر ایوانف «ملاقات مهمان» نام دارد که در آن نیز از حافظ، باغهای شیراز و همچنین از مولوی و سنایی یاد میکند.
۵) میخاییل الکساندرویچ زنکویچ
شاعر، نویسنده و مترجم سدهی بیستم روسیه است. او با «انجمن مریدان حافظ» آشنا شد و در سال ۱۹۴۷ به حزب کمونیست پیوست. با بررسیها مشاهده شده است که روسیه بیش از دو سده، آنگونه که براگینسکی اشاره کرده، با حافظ آشنا بوده است. گواه این مطلب، تاریخ درجشده در تضمین شعر میخاییل زنکویچ، شاعر روس، با عنوان «شعر حافظ بر ردای کشیش» است. تاریخ ذکرشده در شعر سال ۱۶۲۲ میلادی است. علاقهی کشیش مسیحی به حافظ چندان بود که بر ردای کشیشی خود اشعار حافظ را زردوزی کرده بود و میخاییل همان اشعار را سرلوحهی شعر خود قرار داده است. او در شعر خود واژهی فارسی «زربافت» را با تلفظ فارسی آن نیز بهکار برده است. تضمین شعر زنکویچ رباعی ۲۶ از حافظ است:
ماهی که نظیر خود ندارد به جمال
چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال
در سینهی دلش ز نارکی بتوان دید
مانند سنگ خاره در آب زلال
(حافظ، ۱۳۸۹، ص.۴۴۰)
البته مترجم روس کلمهی «مشکین» به معنای سیاه را در شعر حافظ، «مُشکین» به معنای عنبر گرفته است. این کلمه از لحاظ وزنی در شعر حافظ «مشکین» هم خوانده میشود و احتمال دارد همین مسئله مترجم روس را به خطا انداخته باشد:
شعر حافظ بر ردای کشیش
ماهی که نظیر خود ندارد به جمال
چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال
به سال ۱۶۲۲ سروده یکشده،
از چهرو حافظ به فکر افتاد
تا آن زن فراری لجباز حرمسرا را
بهرسم مکافات در جامهدان کلیسا
به زیر دامن ردای خود پنهان کند؟
(یحییپور، مطهر، روداکووا، ۱۳۹۷، ص.۲۶)
نتیجهگیری
ادبیات فارسیدری در قرن هفدهم و هجدهم توسط سیاحان و گردشگران خارجی به غربیان معرفی گردید که این معرفی نقش ارزندهای در ادبیات غرب بازی نمود و پیروان زیادی را به خود جلب کرد تا به مطالعه و تبیین آثار فارسیزبانان پرداختند. حافظ، چهرهی شناختهشده در ادبیات فارسی است که از وزن و جایگاه بالایی برخوردار است. ستارگان درخشان ادبیات، مرزهای جغرافیایی و زبانی را درنوردیدند و غزل «ترک شیرازی» و «بنیآدم» سعدی به فراسوی ادبیات و ملل غربیان رسید.
اولین کشوری که در اروپا حافظ را شناخت آلمان بود، سپس انگلیس و در نهایت فرانسه. شاعران فرانسوی مانند هوگو، اندرهژید، ژان لاهور، تیوفیل گوتیه و غیره از حافظ بسیار گرم استقبال کردند. در آلمان عدهای به حافظ ملاطفت نمودند که میتوان به هامر پورگشتال، گوته و سفر معنویاش با حافظ، نیچه و یونگر اکتفا کرد. حافظ بلاخره از اقیانوسهای بین اروپا و امریکا گذشته و به محضر امرسن رسید که خانم امیلی دیکنسون از ترجمههای امرسن از حافظ تأثیر پذیرفت. کشور روسیه با آفانسی، الکساندر پوشکین، سالاویف و ایوانف حافظ را خوشآمدگویی کردند. از عوامل دلایل محبوبیت حافظ میتوان به رندی و رنداندیشی حافظ اشاره کرد که وی را شاعر آزاده و آزاداندیش میدانند و مذهب رندی حافظ را ستودهاند.
منابع
- القرآن الکریم.
- آذر، امیر اسماعیل و مریم برزگر. (۱۳۸۹). تأثیرپذیری ادبیات اروپا و آمریکا از حافظ. فصلنامهی تحقیقات زبان و ادب فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر، دورهی دوم (۱)، صص ۱۷–۵۴.
- آذر، امیر اسماعیل و مریم برزگر. (۱۳۹۳). نخستین شاعران تأثیرگذار بر غرب (سعدی، خیام، فردوسی). مطالعات ادبیات تطبیقی، ۷(۳۰)، صص ۶۳–۷۹.
- تراویک، باکنر. (۱۳۹۰). تاریخ ادبیات جهان، ج ۱. ترجمه: عربعلی رضایی، چ ۴. تهران: فرزان.
- تراویک، باکنر. (۱۳۹۰). تاریخ ادبیات جهان، ج ۲. ترجمه: عربعلی رضایی، چ ۴. تهران: فرزان.
- جعفری دهکردی، ناهید، مریم شهریار و سارا فرجی. (۱۳۹۹). حافظ در ادبیات غرب؛ مطالعهی موردی تأثیر اشعار حافظ بر گوته. ۱۴(۵۳)، صص ۱۳۹–۱۵۶.
- حافظ شیرازی، شمسالدین محمد. (۱۳۸۶). دیوان حافظ. به تصحیح مهدی فلاّح. تهران: ارس.
- حدادی، محمدحسین. (۱۳۸۵). عوامل تأثیرگذار بر دیوان غربی ـ شرقی گوته: نقش حافظ و عشق عرفانی. دانشگاه تهران.
- خلخالی، عبدالرحیم. (۱۳۶۶). حافظنامه، چ ۲. تهران: هیرمند.
- دانشگر، احمد. (۱۳۸۰). تأمل در غزلیات حافظ شیرازی. تهران: ردا.
- سولنیه، وردن ـ ل ـ . (۱۳۷۸). ادبیات فرانسه در قرون وسطی و رنسانس. ترجمه: عبدالحسین زرینکوب. تهران: امیرکبیر.
- شریعت، محمد؛ غلامی، علی. (۱۳۹۰). جستاری در تعامل میان مثل و حکمت. دانشگاه مشهد، ۳(۹)، صص ۸۵–۱۰۸.
- قادری، بهزاد و آذرانداز، عباس. (۱۳۷۹). تأثیر ادبیات فارسی بر نهضت تعالیگرایی آمریکا. نشریهی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، ۵ و ۷(۶)، صص ۱–۲۳.
- گوته، یوهان ولفگانگ فن. (۱۳۷۱). دیوان شرقی ـ غربی. ترجمه: شجاعالدین شفا، چ ۲. بیجا: نشریهی کتابخانهی ابنسینا.
- میرعلیجانی، حسنزاده و شوکتی. (۱۳۹۴). حافظ در اندیشه و شعر شاعران اروپایی. بهارستان سخن: فصلنامهی علمی ـ پژوهشی ادبیات فارسی، ۱۲(۲۸)، صص ۲۰۳–۲۱۹.
- نامور مطلق، بهمن. (۱۳۸۴). آیینهی آب. تهران: همشهری.
- ندا، طه. (۱۳۹۴). ادبیات تطبیقی. ترجمهی هادی نظری منظم. تهران: نشر نی.
- نورزی، مهناز و مرادی، مریم. (۱۳۹۸). بررسی جایگاه حافظ در روسیه و تأثیر شعر حافظ بر شاعران و نویسندگان روسی. مجلهی حافظپژوهشی، ۲۲(۱)، صص ۱۲۱–۱۴۲.
- Salami, A. (2009). The Influence of Hafiz on Western Poetry. Jurnal Sarjana, 24(2), pp. 8–9






