مولانا غلاممحمد نجیبی کرخی در سال ۱۳۱۶ هجری خورشیدی در ولسوالی کرخ ولایت هرات در خانوادهای اهل علم و دیانت چشم به جهان گشود. او در محیطی پرورش یافت که معنویت، عشق به دانش و روح خدمت، جوهرهٔ زندگی را میساخت. نخستین آموزگار او پدرش بود؛ عالمی شناختهشده در منطقه، که تربیت او زمینهٔ آموختن علوم دینی، اخلاق و ادبیات را از پایه برای فرزندش فراهم کرد. از همان نوجوانی، ذکاوت، صفای باطن و گرایش به عرفان در او آشکار بود.
پس از تکمیل تحصیلات دینی و درگذشت پدر، مسئولیت ادارهٔ حوزهٔ علمیهٔ خانوادگی را بر عهده گرفت؛ حوزهای که نسلبهنسل در کرخ پابرجا بود. او با همت و جدیت بسیار این مرکز علمی را گسترش داد و دهها و صدها مشتاق علم را تربیت کرد؛ حوزهای که بهمرور به یکی از پایگاههای مهم علمی و معنوی منطقه تبدیل شد. منش او در تدریس بر پایهٔ اعتدال، شفقت، انصاف و دوری از افراطگرایی بود؛ از این رو، مشتاقان علم و عامهٔ مردم با احترام و دل و جان به او مراجعه میکردند.
مولانا نجیبی تنها مدرس و خطیب نبود؛ او نویسندهای خوشقلم، شاعر لطیفطبع و انسانی اندیشهورز بود. نثرش روان و دلنشین بود و در شعر از بیان صمیمانه و عرفانی بهره میبرد. آثارش، از جمله «نخل کهن کرخ» و «مردِ مردستان»، شامل یادداشتها، نکتههای اخلاقی و سرودههای اوست و نشان میدهد که او پیوندی میان اخلاق، دین، فرهنگ و ادب برقرار میکرد.
حضور اجتماعی مولانا نجیبی از وجوه برجستهٔ شخصیت اوست. او از شخصیتهای مورد اعتماد، محترم و محبوب مردم بهشمار میرفت و با گفتار معتدل، مهربانی و سعهصدر، در ایجاد همدلی و تفاهم در میان اقشار مختلف نقش مؤثری داشت. مردم هرات حجرهٔ او را «پناهگاه آرامش» مینامیدند؛ جایی که اختلافات حل میشد، نصیحت رواج داشت و دلهای آشفته آرام میگرفت.
مولانا نجیبی در طول زندگی با فروتنی، زهد و بیاعتنایی به دنیا زیست. سادهپوش، سادهزیست و همیشه خادم مردم و شاگرد حقیقت بود. او تا پایان عمر هرگز از آموزش، ارشاد، مطالعه و خدمت دست نکشید.
پس از عمری نزدیک به هشتاد و هفت سال در مسیر علم، عرفان و اخلاق، بر اثر بیماری سرطان دار فانی را وداع گفت و در نهم جدی/دی سال ۱۴۰۲ هجری خورشیدی پیکرش با حضور گستردهٔ مردم، شاگردان، علما و دوستداران تشییع شد. درگذشت او ضایعهای بزرگ برای جامعهٔ دینی و فرهنگی هرات و افغانستان به شمار آمد.
او آخرین بازماندهی نسل عارفان هرات بود که روح مولانا جامی در او حلول کرده بود. نمونهای از رواداری و بردباری بود که عرفان خراسانی را نمایندگی میکرد.
روانش شاد و یادش گرامی باد!






