عبدالغفور برشنا در سال ۱۲۸۵ هجری خورشیدی در شهر کهنهٔ کابل، در خانوادهای فرهنگدوست چشم به جهان گشود. او از چهرههای چندبُعدی فرهنگ معاصر افغانستان بود که در حوزههای نقاشی، موسیقی، ادبیات، تیاتر و مدیریت فرهنگی نقشی اثرگذار ایفا کرد.
برشنا آموزشهای ابتدایی را در مکتب «ترقی» آغاز کرد و سپس وارد لیسهٔ حبیبیه شد. در دورهٔ سلطنت امانالله خان، در چارچوب برنامهٔ اعزام دانشجویان به اروپا، برای ادامهٔ تحصیلات عالی به آلمان فرستاده شد. هرچند در آغاز برای رشتهٔ طب معرفی شده بود، اما بهدلیل استعداد ذاتی و علاقهٔ عمیق به هنر، مسیر خود را بهسوی نقاشی و چاپ سنگی تغییر داد و در شهرهای برلین، لایپزیک، مونیخ و بریمن آموزش دید. آشنایی او با جریانهای نوین هنر اروپا، تأثیر ماندگاری بر شکلگیری نگاه هنریاش گذاشت.
پس از بازگشت به افغانستان، در بخشهای گوناگون فرهنگی و آموزشی فعالیت کرد؛ از جمله بهعنوان معلم صنایع، مدیر مکتب نجات، آمر نشریات رادیو و رئیس رادیو کابل. یکی از اقدامات شاخص او در تاریخ رسانهای کشور، گشایش فضای رادیو به حضور صدای زن بود؛ بهگونهای که صدای بانو پروین بهعنوان نخستین صدای زن از رادیو افغانستان پخش شد.
برشنا در کنار نقاشی، در موسیقی نیز حضوری برجسته داشت. او با نام هنری «رنگریز» آهنگها و کمپوزهای متعددی ساخت که برخی از آنها به آثار ماندگار موسیقی فارسی و محلی بدل شدند. از جمله میتوان به این قطعات اشاره کرد: «من لاله آزادم»، «باغوانه ورو ورو ټولوه د باغ گلونه»، «نه من وصل و نه هجران میپرستم»، «شوخ طناز بیا» و «او خانم کجا میری».
برخی از کمپوزهای او فراتر از افغانستان نیز بازتاب یافت؛ از جمله آهنگ «او خانم کجا میری» که توسط محمد رفیع در فلم هندی دزد شهر اجرا شد و کمپوز «او میری زهرهجبین» که در فلم وقت با صدای منادی شنیده شد.
در عرصهٔ ادبیات، برشنا در داستاننویسی، نمایشنامهنویسی و ترجمه نیز فعال بود. آثار چاپشدهٔ او شامل «کاکه اورنگ و کاکه بدرو»، «بادآورده را باد میبرد»، «نیکی و بدی»، «قفل دل»، «لیان» و «یک فامیل کوچی» است. از ترجمههای مهم او میتوان به برگردان زندگینامهٔ امیر شیرعلیخان از زبان آلمانی اشاره کرد. نمایشنامههایی چون «لالا ملنگ»، «تونل» و «مریض عشق» نیز از آثار شناختهشدهٔ نمایشی او بهشمار میروند.
در هنرهای تجسمی، برشنا از چهرههای شاخص نقاشی معاصر افغانستان محسوب میشود. آثاری چون تابلوی تاجگذاری احمدشاه درانی، چهرههایی از سلطان محمود غزنوی و شیرشاه سوری، مناظر تاریخی کابل و چارچته، بخشی از میراث تصویری او را شکل میدهد. دهها اثر او در آرشیف ملی افغانستان نگهداری میشود و بیش از دوصد اثر دیگر نزد خانوادهاش در آلمان محفوظ است.
برشنا در طول زندگی مسئولیتهای فرهنگی مهمی بر عهده داشت؛ از جمله ریاست رادیو کابل، مدیریت مطبعهٔ دولتی، مأموریت فرهنگی افغانستان در تهران و مشاورت وزارت معارف. او نقشی بنیادی در توسعهٔ رادیو، تیاتر، هنرهای زیبا و مطبوعات افغانستان ایفا کرد و کمپوز سرود ملی نخستین جمهوری افغانستان را ساخت که شعر آن از عبدالرؤوف بینوا بود.
در سال ۱۳۴۷ هجری خورشیدی، دولت آلمان فدرال به پاس خدمات فرهنگی و هنری او، مدال عالی دولتی و نشان «نجم جمهوری فدرالی آلمان» را به وی اعطا کرد.
عبدالغفور برشنا شخصیتی متواضع، مردمدوست و اجتماعی داشت و تا پایان عمر پیوند خود را با زندگی دینی و مردمی حفظ کرد. او در چهاردهم جدی/دی ۱۳۵۲ هجری خورشیدی، در سن ۶۷سالگی در کابل درگذشت و در شهدای صالحین به خاک سپرده شد.
برشنا از معدود چهرههایی است که در چندین حوزهٔ هنری و فرهنگی بهطور همزمان اثرگذار بود و میراثی متنوع در نقاشی، موسیقی، آهنگسازی، ادبیات، نمایشنامهنویسی، ترجمه و مدیریت فرهنگی از خود بر جای گذاشت؛ میراثی که جایگاه او را در تاریخ فرهنگ معاصر افغانستان تثبیت میکند.






