محمد سعید مشعل غوری در سال ۱۲۹۵ هجری خورشیدی در قریه نیلی، شهرستان تیوره ولایت غور چشم به جهان گشود. وی فرزند محمود خان غوری بود؛ شخصیتی ملی، فرهنگدوست و هنرآشنا که در جنگ میوند اشتراک داشت و در کنار آن، در نقاشی، خوشنویسی و شناخت هنر دوره تیموریان هرات مهارت کمنظیر داشت. کتابخانه پدر، گنجینهای ارزشمند از نسخههای نفیس و آثار نگارگران بزرگ هرات را در خود جای داده بود. کاکای او سلطان محمد از خوشنویسان و تذهیبکاران نامدار محل بود. چنین محیطی، بستری غنی برای پرورش ذوق هنری و فکری مشعل فراهم ساخت.
محمدسعید مشعل علوم متداوله را نزد پدر، کاکا و استادان محل فراگرفت. از همان دوران طفولیت، علاقهای عمیق به هنر، شعر و ادب از خود نشان داد. پدر که استعداد فطری فرزند را بهخوبی دریافته بود، با دلسوزی و آیندهنگری در پرورش هنری او تلاش فراوان نمود.
مشعل خط ثلث، نستعلیق و شکستهنستعلیق را به زیبایی مینوشت و در کنار آن، به سرایش مناجات، حمد، نعت، قصاید و انواع شعر پرداخت. اشعار او غالباً سرشار از وصف طبیعت، لطافتهای بومی غور و هرات و آمیخته با زبان و اصطلاحات عامیانه مردم این دیار است؛ ویژگیای که به شعر او رنگی بومی و صمیمی بخشیده است.
آموزش ابتدایی را در روزگار حکومت امانالله در مکاتب نوبنیاد کابل به پایان رساند؛ اما پس از سقوط آن حکومت، خانوادهاش به غور بازگشتند. مشعل آموزشهای هنری و مطالعات خود را در غور ادامه داد و سپس برای تکمیل دانش و هنر، راهی کابل و بعد هرات شد.
پس از وفات پدرش در حدود سال ۱۳۲۰ هجری خورشیدی، بهمنظور گسترش دانش، تحقیق و فعالیت هنری، از غور به هرات نقل مکان کرد؛ شهری که بعدها به کانون اصلی فعالیتهای هنری او بدل شد.
در هرات، سعیدمشعل بهعنوان معاون مؤسسه صنایع و فنون ملی که تحت ریاست افتخاری حباب ملکیار تأسیس شده بود، گماشته شد. او در این مؤسسه، شعبات گوناگونی از جمله میناتوری، حکاکی، حجاری، سرامیک، مجسمهسازی، سراجی و هنرهای وابسته را بنیان نهاد و بهگونهای نظاممند به فعالیت پرداخت.
همزمان، در مشاغل دولتی نیز ایفای وظیفه کرد؛ از جمله: حاکم ولسوالیهای جوند، کهسان و گلران هرات، معاون مرکزی خزانهداری کابل، سناتور انتصابی مجلس سنا در سال ۱۳۲۲ خورشیدی، مدیر تحریرات ولایت هرات، رئیس بلدیه هرات در سال ۱۳۳۵ خورشیدی.
با وجود این مسئولیتها، هرگز از آفرینشهای هنری بازنماند. در دوران ریاست بلدیه، بازار صنعتگران هرات را بنیان نهاد که به مرکزی مهم برای رشد استعدادهای هنری و صنایع دستی بدل شد.
یکی از ماندگارترین خدمات آقای مشعل، وارد ساختن هنر میناتوری به نصاب رسمی دارالمعلمین هرات بود؛ اقدامی که حدود ۳۸ سال پیش از درگذشتش صورت گرفت. صدها شاگرد در این مرکز، بهگونه نظری و عملی آموزش دیدند و بعدها بهعنوان معلمان هنرهای زیبا در سراسر کشور توظیف شدند.
او همچنین از بانیان مکتب هنری بهزاد (لیسه هنری بهزاد کنونی) بود که در سال ۱۳۲۵ هجری خورشیدی در هرات تأسیس شد. این مکتب با دهها شعبه و بیش از هزار شاگرد، نقش کلیدی در تداوم مکتب هنری بهزاد ایفا کرد.
آقای مشعل، میناتوریست، نقاش و تذهیبکار برجستهای بود که شیوه هنری او ادامه مستقیم مکتب تیموریان هرات بهشمار میرود. او توانست ترکیببندیهای متقارن، رنگهای غنی و جزئیات ظریف این مکتب را با نگاه خلاقانه خود احیا کند.
در آثار او، ناله پرندگان، طراوت گلها، خروش امواج، وجد و سماع صوفیان و جمال انسانی، همانگونه که حافظ، مولوی، جامی و عطار در شعر تصویر کردهاند، در قالب نقش و رنگ مجسم میشود. هنر او، پیوندی عمیق میان شعر و تصویر برقرار میسازد.
از آثار شاخص او میتوان به: تذهیب بخشی از قرآن کریم با خط ثلث استاد عطار، طراحی و اجرای محراب شبستان مسجد جامع هرات (گچبری و مقرنسکاری)، تندیسهای چهار اسب در پارک گلهای هرات (که بعدها توسط طالبان نابود شد)، نقاشی و تذهیب دیواری ساختمان ولایت هرات، اشاره کرد.
از آقای مشعل آثار مکتوب و هنری ارزشمندی برجای مانده است که از جمله میتوان به اینها اشاره کرد: اشعار مشعل غوری هروی با مراثی و تقریظ، صیقل ایمان (سه جلد)، زبان گفتاری مردم غورات، تاریخ غورات، چه در کجاست (آثار تاریخی و معادن افغانستان)، مشعل هنر. بخش قابل توجهی از آثار او در جریان جنگها، بهویژه در زمان حملات شوروی، از میان رفت و سوخته شد؛ ضایعهای جبرانناپذیر برای فرهنگ کشور.
آقای مشعل با وجود کهولت سن و بیماری قلبی، تا واپسین روزهای عمر از آموزش شاگردان، خلق آثار هنری و نگارش دست نکشید و خانهاش همواره مأمن دوستداران هنر بود.
سرانجام این هنرمند بزرگ، در ۱۲ دلو/بهمن سال ۱۳۷۶ هجری خورشیدی، در شهر هرات چشم از جهان فروبست و پیکرش در جوار آرامگاه حضرت امام فخرالدین رازی (رح) به خاک سپرده شد.
محمد سعید، متخلص به «مشعل غوری» از برجستهترین هنرمندان چندبُعدی معاصر افغانستان بود که در نقاشی، میناتوری، تذهیب، خوشنویسی، پیکرهسازی، گچبری، شعر و پژوهشهای فرهنگی جایگاهی ممتاز داشت. او بیش از نیم قرن از عمر خویش را با عشق، رنج و تعهد در راه احیا، آموزش و پاسداری از هنر اصیل مکتب بهزاد و میراث هنری تیموریان هرات سپری کرد و بهحق لقب «بهزادِ ثانی» و «مشعل هنر» را شایسته نام خویش ساخت.






