ابوالخیر خیری فاریابی فرزند میر احمدقلی راجی و نوادهٔ امیر دلاور ـ از امیران مستقل میمنه ـ در ۱۴ دلو/بهمن سال ۱۲۸۶ هجری خورشیدی، در روزگاری که خانوادهاش در تبعید بهسر میبردند، در شهر کابل چشم به جهان گشود. او در خانوادهای فرهنگی و دانشدوست پرورش یافت. فضای خانه آکنده از کتاب، گفتوگوهای علمی و دغدغههای اجتماعی بود. از کودکی خواندن و نوشتن را آموخت و خیلی زود با متون ادبی فارسی و اوزبیکی انس گرفت؛ دو زبانی که بعدها به ابزار اصلی اندیشه و آفرینش ادبی او بدل شدند.
بر بنیاد روایت مؤلف کتاب پر طاووس، ابوالخیر خیری آموزش رسمی را تا سطح دورهٔ متوسطه ادامه داد؛ اما گسترهٔ دانایی و ژرفای آگاهی او فراتر از آموزش رسمی بود. مطالعهٔ پیگیر، ذوق ادبی و تربیت خانوادگی، او را به انسانی خودآموخته مبدل کرد. در سال ۱۲۹۹ هجری خورشیدی و پس از استقلال افغانستان، پدرش اجازه یافت به زادگاه خود، میمنه، بازگردد و در همان سال نخستین مکتب رسمی شهر میمنه را بنیان گذاشت؛ رویدادی که نقش مهمی در گسترش آموزش نوین در شمال کشور داشت.
ابوالخیر خیری از همان سالهای جوانی به شعر و نوشتن پرداخت و بهتدریج بهعنوان شاعری دوزبانه شناخته شد. او در هر دو زبان فارسی و اوزبیکی شعر میسرود و در هر دو، از دقت زبانی و آشنایی با سنتهای ادبی برخوردار بود. شعر او بیشتر بازتابدهندهٔ مسائل اجتماعی، دردهای مردم، بیداری فکری و نگاه انتقادی به وضعیت زمانه است و در کنار آن، مضامین اخلاقی و حکمی نیز در سرودههایش دیده میشود. فعالیت ادبی او، بهویژه در زبان اوزبیکی، سهم مهمی در تقویت و گسترش ادبیات مکتوب این زبان در افغانستان داشت.
در کنار شعر، خیری آثار مکتوب متعددی نیز از خود بر جای گذاشت. از مهمترین آنها میتوان به تفسیر قرآن کریم به زبان اوزبیکی، دستور زبان اوزبیکی، زندگینامهٔ میر احمدقلی راجی و دیوان اشعار او اشاره کرد که شامل حدود دوازده هزار بیت است. این آثار نشاندهندهٔ توان او در حوزههای دینی، زبانی و ادبی است و جایگاهش را بهعنوان یکی از چهرههای اثرگذار در تاریخ ادبیات تثبیت میکند.
ابوالخیر خیری در عرصهٔ مطبوعات نیز فعال بود. او همراه با برادرش، شادروان نظر محمد نوا، در مبارزهٔ فکری و آگاهیبخشی اجتماعی نقش داشت. با آغاز نشر جریدهٔ ستوری ـ که بعدها به فاریاب تغییر نام یافت ـ از همکاران نخستین آن بهشمار میرفت. نوشتهها و اشعار خود را گاه با نام اصلی و گاه با نامهای مستعار چون کاکه، پتونی، کینا، کینای کاهی و نامهای دیگر منتشر میکرد؛ امری که بازتابدهندهٔ فضای حساس و پرمخاطرهٔ فعالیت فرهنگی و مطبوعاتی آن دوره بود.
در حوزهٔ وظایف و مسئولیتها، خیری از آغاز در کنار پدرش در اداره و پیشبرد نخستین مکتب رسمی میمنه سهم فعال داشت. پس از درگذشت پدر، بهعنوان آموزگار و سپس سرمعلم همان مکتب ایفای وظیفه کرد و بعدها مسئولیتهایی در مدیریت معارف بر عهده گرفت. او در ساماندهی امور آموزشی منطقه نقش داشت و برای گسترش آموزش نوین تلاش کرد. افزون بر این، در دور نخست شورای ملی افغانستان بهعنوان نماینده مردم میمنه انتخاب شد و مدتی نیز ریاست شرکت صنعتی را بر عهده داشت.
ابوالخیر خیری فاریابی در دوم حمل/فروردین سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی درگذشت. نام او در تاریخ آموزش، ادبیات و مطبوعات فاریاب و افغانستان بهعنوان شاعر، نویسنده و آموزگاری متعهد باقی مانده و آثارش بخشی از میراث مکتوب ادبیات کشور را تشکیل میدهد.






