درس‌های مثنوی: راه شناخت وسوسه و الهام | داستان جذاب و آموزنده‌ای از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

روزی مادری، کودک خود را چنین اندرز داد: «اگر شبی در تنهایی، یا در جایی ترسناک مثل گورستان، خیال سیاه و وحشتناک دیدی، نترس. دلت را قوی کن و به سویش برو. اگر حمله کنی، همان خیال از تو فرار می‌کند.»

کودک مدتی با این سخن آرام می‌شد، اما شبی به فکر فرو رفت و گفت:

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان