ماسرجیس بلخی در نیمهٔ سدهٔ دوم هجری در بلخ زاده شد. او در همین محیط، طب بقراطی–جالینوسی و داروشناسی خراسانی را نزد استادان محلی فراگرفت. او از نخستین طبیبان خراسانی بود که در دورهٔ منصور عباسی به بغداد دعوت شد؛ دورهای که خلافت عباسی برای ساختن یک مرکز علمی جهانی، به پزشکان و مترجمان خراسانی تکیه میکرد.
ماسرجیس در بغداد در کنار خاندان بختیشوع و ماسویه فعالیت میکرد و از نخستین کسانی بود که طب خراسانی–ساسانی را با طب یونانی تلفیق کرد؛ کاری که بعدها در مکتب رازی و ابنسینا به اوج رسید. او در درمان بیماریهای حاد، تبها و اختلالات گوارشی مهارت داشت و بهسبب دقت در تشخیص و روشهای بالینیاش، در دربار عباسی مورد اعتماد قرار گرفت.
ماسرجیس در کنار طبابت، در ترجمهٔ متون پزشکی یونانی و سریانی نیز نقش داشت و برخی منابع او را از نخستین مترجمان آثار بقراط و جالینوس به عربی میدانند. او در بغداد شاگردانی تربیت کرد که بعدها در شکلگیری «مدرسهٔ طبی بغداد» نقش مهمی داشتند؛ مدرسهای که پایههای آن را حکمای خراسانی گذاشتند. گزارشها نشان میدهد که او در تدوین نسخههای دارویی و تنظیم رسالههای کوتاه پزشکی مشارکت داشته، هرچند آثار مستقلی از او باقی نمانده است.
ماسرجیس بلخی از نخستین کسانی بود که روش بالینی درمانی را در خراسان—بر پایهٔ مشاهده، تجربه و پرهیز از خرافات—را وارد طب عباسی کرد و همین او را در میان پزشکان بغداد برجسته ساخت. او تا سالهای پایانی عمر در بغداد ماند و در همانجا درگذشت، اما نامش در منابع بهعنوان یکی از «پیشگامان طب خراسانی در بغداد» ثبت شد. میراث او در انتقال دانش پزشکی خراسان به بغداد، زمینهساز ظهور نسلهای بعدی پزشکان بزرگ خراسانی مانند رازی، ابنسینا و جرجانی شد؛ نسلی که طب اسلامی را به اوج رساند.






