دخترِ ماسویه از معدود طبیبان زن در بغدادِ سدههای نخستین اسلامی بود؛ چهرهای که در کنار پدرش، ماسویهٔ بزرگ – یکی از برجستهترین طبیبان و مترجمان خراسانی اهل مرو در عصر عباسی – پرورش یافت و از همان کودکی در محیطی آکنده از دانش طبی، کالبدشناسی و داروشناسی رشد کرد. او در حلقهٔ علمی خاندان ماسویه، که از ستونهای اصلی مدرسهٔ پزشکی بغداد بود، آموزش دید و بهتدریج به یکی از طبیبان مورد اعتماد زنان در پایتخت عباسی تبدیل شد. مهارت او در درمان بیماریهای زنان، تبهای فصلی، اختلالات گوارشی و نسخهنویسی با گیاهان دارویی، نامش را در میان خانوادههای اشراف و طبقات متوسط بغداد مطرح کرد. روایتهای محلی نشان میدهد که او در تشخیص دقیق و استفاده از داروهای ملایم و تدابیر بهداشتی مهارت ویژه داشت و همین ویژگیها باعث شد بیماران بسیاری به او مراجعه کنند.
جایگاه برجستهٔ دختر ماسویه تنها در طبابت نبود؛ او از نخستین زنانی بود که در بغداد نقش آموزگار طبی را برعهده گرفت و گروهی از دختران و زنان جوان را در مبانی طب، بهداشت، تدابیر غذایی و شناخت داروهای ساده آموزش میداد. این حلقهٔ آموزشی کوچک، که در خانهٔ پدرش یا در بخش زنان بیمارستان بغداد برگزار میشد، یکی از نخستین نمونههای آموزش پزشکی زنان در جهان اسلام بهشمار میرود. هرچند اثری مکتوب از او باقی نمانده، اما حضورش در حافظهٔ علمی بغداد و نقلهای پراکندهٔ منابع نشان میدهد که او نقشی مهم در انتقال دانش پزشکی به زنان و در گسترش سنت درمانی خاندان ماسویه داشته و یکی از چهرههای اثرگذار در تاریخ پزشکی زنان در دورهٔ عباسی بوده است.






