اولمیر، در ۲۳ اسد/مرداد سال ۱۳۱۲ هجری خورشیدی در قریهٔ نوتیهٔ پشاور، در خانوادهی متوسط چشم به جهان گشود. هنوز کودکی بیش نبود که مادرش را از دست داد؛ فقدانی که سایهٔ آن تا پایان عمر بر روحیه و زندگیاش باقی ماند.
اولمیر دورهٔ آموزش مکتب را تا صنف هشتم پی گرفت، اما دشواریهای زندگی مجال ادامهٔ بیشتر آن را از او گرفت و در همان سالها با علاقهای که به موسیقی پیدا کرده بود، این مسیر را با جدیت دنبال کرد.
اولمیر در آغاز راه هنری، نزد استاد جعفرخان به شاگردی نشست و طی سالها ممارست، نواختن هارمونیه و اصول بنیادین آوازخوانی را فرا گرفت. این آموزشها با شاگردی نزد استاد سبزعلی خان و دیگر هنرمندان تکمیل شد و استعداد نهفتهاش بهسرعت مجال بروز یافت. سبزعلی خان که به توانایی شاگردش باور داشت، او را به لاهور برد تا نخستین ثبتهای صوتیاش انجام گیرد؛ گامی که ورود او را به عرصهٔ حرفهای موسیقی رقم زد. بازگشتش به پشاور با اجرای نخستین آهنگ دوگانه در رادیو همراه شد – اجرایی که با استقبال روبهرو گردید، هرچند در آغاز با مخالفتهایی در محیط خانواده نیز مواجه بود.
نقطهٔ عطف زندگی هنری اولمیر، ورود او به کابل بود. او در سال ۱۳۲۹ هجری خورشیدی بهمنظور اشتراک در جشن استقلال به کابل آمد و با حمایت شاعر نامدار، ملنگ جان، به رادیو افغانستان معرفی شد. آهنگهای نخستینش در این نهاد، بهزودی در میان مردم جای گرفت و او را در مسیر تثبیت جایگاهش قرار داد. از میانهٔ دههٔ ۱۳۳۰ خورشیدی، همکاریاش با رادیو افغانستان استوارتر شد و نامش بهعنوان یکی از چهرههای برجستهٔ موسیقی پشتو بر سر زبانها افتاد.
دورهٔ پختگی و اوج هنری اولمیر با آفرینش صدها اثر در قالبهای گوناگون، از جمله غزل، لندی، چهاربیته و سرودهای میهنی، همراه بود. او با پیوند دادن موسیقی محلی با اصول موسیقی کلاسیک، به این بعد هنر روح تازه بخشید و آن را از محدودهٔ محلی فراتر برد. آثاری چون «ستا د سترگو بلا واخلم» و «وطن جنتنشان دی» همچنان از سرودهای ماندگار و محبوب بهشمار میروند. خدمات هنری او سرانجام در سال ۱۳۵۰ هجری خورشیدی با اعطای لقب «استاد»ی از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ مورد تقدیر قرار گرفت.
اولمیر تنها به اجرا و آفرینش بسنده نکرد، بلکه در پرورش نسل تازهٔ هنرمندان نیز سهمی درخور داشت. سفرهای هنری به کشورهای مختلف، از جمله اتحاد شوروی، هند، چکسلواکی و پاکستان، و برگزاری کنسرتهای موفق، دامنهٔ شهرت او را فراتر از مرزها گسترش داد. در عین حال، شخصیت آرام، متین و بیادعایش سبب شد که در میان مردم و اهل هنر از احترام ویژهای برخوردار باشد.
سالهای پایانی زندگی او با رنج بیماری و کهولت همراه بود. حادثهٔ ترافیکی سال ۱۳۵۹ هجری خورشیدی که به شکستگی دست و پایش انجامید، بر دشواریهایش افزود؛ با اینهمه، از کار هنری دست نکشید و حتی در بستر بیماری نیز به ساخت آهنگ و آموزش شاگردان ادامه داد.
سرانجام استاد اولمیر در ۱۴ ثور/اردیبهشت سال ۱۳۶۱ هجری خورشیدی در کابل، پس از یک دوره بیماری، درگذشت و در منطقهٔ شاه شهید به خاک سپرده شد.
او هنرمندی بود که زندگی خود را بیوقفه در خدمت موسیقی گذاشت و با آثارش، موسیقی پشتو را غنا بخشید.
روانش شاد و یادش انوشه باد!






