گلآقا بیرنگ، در سال ۱۳۱۱ هجری خورشیدی در شهرستان قرهباغ ولایت کابل، در خانوادهای متدین و فرهنگدوست دیده به جهان گشود. دورهٔ آموزش مکتب را در زادگاهش به پایان رساند و تحصیلات عالی را در رشتهٔ علوم انسانی در دارالمعلمین عالی کابل فرا گرفت.
علاقه بیرنگ به شعر و ادبیات از سالهای جوانی آغاز شد، اما پس از درگذشت استادش، محمد انور بسمل، در سال ۱۳۴۰ هجری خورشیدی، فعالیت ادبی خود را بهگونهای جدی دنبال کرد. نخستین سرودهٔ او مرثیهای در سوگ استادش بود و از آن پس، سرایش شعر را بهطور پیوسته ادامه داد. اشعار او با زبانی روان، بیشتر درونمایههای عرفانی، اخلاقی، دینی، اجتماعی و میهنی دارند.
گلآقا بیرنگ در کنار شعر، به عرفان اسلامی نیز گرایش داشت و از پیروان طریقت قادریه به شمار میرفت. او ارادت ویژهای به شیخ عبدالقادر گیلانی و محمد انور بسمل داشت. از او آثار متعددی در حوزهٔ شعر، عرفان و معارف اسلامی بر جای مانده است که مهمترین آنها عبارتند از «نغمهٔ بسمل»، «تحفهٔ درویش»، «خضر آشیان»، «بینش اسلامی»، «رسالهٔ راه راست»، «مجموعهٔ اشعار حماسی» و «مجموعهٔ اشعار منقبتخوانی». همچنین در دوران مهاجرت، در تألیف و تدوین کتابهای درسی برای کودکان مهاجر افغانستان در پاکستان نیز نقش مؤثری ایفا کرد.
آقای بیرنگ در کنار فعالیتهای فرهنگی و ادبی، سالها در عرصهٔ آموزش و پرورش خدمت کرد. او سالها به تدریس پرداخت و در پی رویدادهای سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی بازداشت و نزدیک به هجده ماه در زندان پلچرخی زندانی شد. پس از آزادی، به پاکستان مهاجرت کرد و به عنوان آمر نصاب تعلیمی برای کودکان مهاجر افغانستان فعالیت نمود. پس از بازگشت به افغانستان نیز تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۷۶ هجری خورشیدی، به تدریس ادامه داد.
گلآقا بیرنگ در هفتم سرطان/تیر سال ۱۳۹۱ هجری خورشیدی، پس از یک دوره بیماری، در کابل درگذشت و در زیارت شاه دوشمشیره به خاک سپرده شد.
روانش شاد و یادش انوشه باد






