اورنگ هفتم: سروده‌ی کبرا حسینی بلخی با دکلمه‌ی گیتی عصیان | فرصت برایِ با تو نشستن اگر کم است

فرصت برایِ با تو نشستن اگر کم است
شکرِ خدا که خاطره‌هایت فراهم است
آغوشِ تو بهشت‌ترین نقطه‌یِ زمین
دنیا بدونِ رویِ تو بی‌شک جهنم است
گاهی که از زبانِ تو انکار می‌‌شوم
در شهرِ بی‌مقاطعه باران پیِ‌هم است
هر صبح و شام دلهره‌ها می‌کشد مرا
وقتی که نیستم، چه کسی با تو همدم است؟
شاعرتر از من، این منِ دیوانه دیده‌ای؟
دیوانه‌ای که بی‌تو خوراکش فقط غم است
از من دریغ، دانه‌یِ گندم چه می‌کنی؟
باور کن این بلازده فرزندِ آدم است!
دلواپسِ نگاهِ سکوت‌آفرینِ توست
در این غزل که دست به دامانِ ماتم است

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان