باقی قایلزاده، در سال ۱۲۹۲ هجری خورشیدی در محلهٔ چنداول کابل زاده شد. او در خانوادهی اهل فرهنگ و دیانت پرورش یافت و نخستین آموزشهای خود را نزد مامایش، فراگرفت. او پس از آموزشهای ابتدایی وارد «مکتب صنایع کابل» شد و در رشتههایی چون رنگریزی و قالینبافی آموزش دید. در کنار آموزشهای مکتب، بهگونهٔ شخصی به مطالعهٔ ادبیات فارسی و متون شعری پرداخت و از سالهای نوجوانی به شعر و شاعری گرایش یافت.
آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و حضور در فضای فرهنگی کابل در شکلگیری شخصیت ادبی او تأثیر داشت. او با حفظ پیوند با سنتهای کلاسیک، به مسائل اجتماعی و سیاسی روزگار خود نیز توجه نشان داد و آزادی، عدالت، وضعیت مردم و انتقاد از استبداد، تبعیض، جهل و تعصب را در بخشی از سرودههایش بازتاب داد. زبان شعر او بیشتر ساده و روان بود و صراحت در بیان از ویژگیهای آن بهشمار میرفت.
از باقی قایلزاده مجموعههای شعری «آشیان عقاب» و «جرقهٔ آذر» بهجا مانده است. «آشیان عقاب» در سال ۱۳۶۲ هجری خورشیدی در کابل و «جرقهٔ آذر» در سال ۱۳۸۰ هجری خورشیدی در کلن آلمان منتشر شد. بخشی دیگر از سرودههای او نیز با نام «مشاطهٔ فکر» به کوشش نصیر احمد صابری گردآوری و منتشر شده است.
قایلزاده پس از فراغت از مکتب صنایع، بهعنوان آموزگار زبان، ادبیات و فنون قالینبافی در همان مکتب به کار پرداخت. او در کنار تدریس، به فعالیتهای ادبی ادامه داد و در محافل فرهنگی کابل با شماری از شاعران و روشنفکران، از جمله علامه سید اسماعیل بلخی، آصف آهنگ و استاد شیدا، نشستوبرخاست داشت. روایت شده است که لقب «سرآهنگ» را نیز نخستینبار او برای استاد محمدحسین به کار برد؛ لقبی که بعدها با نام محمدحسین سرآهنگ شهرت یافت.
در اواخر دههٔ ۱۳۲۰ هجری خورشیدی، بینایی قایلزاده بهتدریج کاهش یافت و سرانجام نابینا شد. نابینایی مانع فعالیت ادبی او نشد و او همچنان به سرودن ادامه داد. در این سالها، خواهرزادهاش، نصیر احمد صابری، در نوشتن اشعار یاریاش میکرد و بعدها در گردآوری و انتشار آثار او نیز نقش داشت.
باقی قایلزاده در فضای ادبی کابل بهعنوان شاعر اجتماعی و عدالتخواه شناخته میشد. پیوند شعر او با مسائل جامعه و حضورش در حلقههای ادبی، جایگاهی ویژه برای او در میان شاعران همروزگارش پدید آورد.
باقی قایلزاده در ۲۵ سنبله/شهریور سال ۱۳۴۰ هجری خورشیدی در کابل درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.
روانش شاد و یادش گرامی باد!






