
درسهای مثنوی: حکایت فرار از جاهل
حضرت عیسی روزی با تندی به سوی کوه میدوید، چنان سریع میرفت گویی شیری به دنبالش باشد. یکی از پیروانش با دیدن این حالت، در
حضرت عیسی روزی با تندی به سوی کوه میدوید، چنان سریع میرفت گویی شیری به دنبالش باشد. یکی از پیروانش با دیدن این حالت، در
شیر، گرگ و روباه برای شکار به صحرا برآمدند. اگرچه شیر به دلیل غرور توانایی اش نمیخواست با این دو حیوان دیگر برای شکار برود
فیلی را به روستایی آوردند که ساکنان آنجا پیش از آن هرگز فیل را ندیده بودند. تاریکی شب همهجا را فرا گرفت، اما مردم به
فردی هنگام ورود به باغ خود متوجه شد که سه نفر در حال دزدیدن میوههای باغ هستند. او از قبل این افراد را میشناخت؛ یکی
شخصی پرندهیی را شکار کرد و در میان مشتش پرنده به سخن آمد و گفت: تو که از خوردن گاوها و گوسفندها سیر نشدی، پس