جستجو
Close this search box.
پخش ویدیو

یک‌روز نیز ترکِ وطن داشت سرنوشت
بینِ دو سنگ، آب‌شدن داشت سرنوشت

در ظهرِ کوچ، صبحِ جدایی، شبِ فراق
دیدم هزار چنگ و دهن داشت سرنوشت

تنهایی و تپیدن و تسلیم و ترس بود
آن‌چه همیشه لایقِ من داشت سرنوشت

از سر نوشت قصه‌ی تنهایی‌ِ مرا
آن‌روزها که میلِ سخن داشت سرنوشت

تا می‌رسد به خاطرِ بی‌دست‌وپای من
با من هوای مشت و یخن داشت سر نوشت

وهاب مجیر

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان