اورنگ هفتم: سروده‌ی محمدظریف رستمی با دکلمه‌ی حکمت‌الله فرهمند | گیرم سوادِ خط و نوشتن نداشتی

گیرم سوادِ خط و نوشتن نداشتی

چیزی به‌نامِ عاطفه اصلن نداشتی

یک قریه را به‌خاطرِ تو دوست داشتم

قدرِ مرا برابرِ سوزن نداشتی

آتش‌فشان و زلزله و رعد و برق را

ای کاش! چشمِ وحشیِ یک زن نداشتی

دنبالِ ردِ پایِ جنونِ مرا بگیر

وقتی که ترسِ لکه‌یِ دامن نداشتی

باید که اعتراف کنی «رستمیِ» گل!

معشوقه‌ای به خوبیِ «سوسن» نداشتی

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان