اورنگ هفتنم: سروده‌ی عنایت شهیر با دکلمه‌ی گیتی عصیان | سنجاق خورده است زنی پایِ دامنم

سنجاق خورده است زنی پایِ دامنم
خود را که خوب می‌نگرم، نصفِ یک زنم
با خود دوئل می‌کنم و شوت… بعدِ شوت
افتاده است رویِ زمین، نصفی از تنم
جایِ دهان و چشم، ببین حفره کنده است
برگشت‌هایِ پی‌همِ سنگِ فلاخنم
جز مرگ نیست هر چه خبر هست این‌طرف
چیزی نمانده است از این‌جا به رفتنم…
سربازِ بی‌نشانم و انگار مرده‌ام
ای‌کاش‌که خلاص کند تیرِ دشمنم
با «هیچِ» من اگرچه نسازد کسی، خوشم
سرمایه‌ام زنی‌ست که سرمایه‌اش منم

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان