نجمالدین کبری، با نام کامل ابوالجناب احمد بن عمر نجمالدین کبری الخیوقی الخوارزمی، در حدود سال ۵۱۵ هجری خورشیدی در شهر خیوه از نواحی خوارزم زاده شد. او از کودکی به علوم دینی و معنوی گرایش داشت و در نوجوانی برای فراگیری حدیث، کلام و فقه به شهرهای مختلف سفر کرد. در نیشابور، همدان، اصفهان، مکه و اسکندریه نزد استادان برجسته درس خواند و بهسبب تواناییاش در مناظره و استدلال لقب «کبری» گرفت؛ لقبی که بعدها، نام سلسلهٔ صوفیانهٔ او نیز شد.
کبری در مصر با شیخ روزبهان وازّان مصری آشنا شد و به سلوک عرفانی وارد گردید. سپس به تبریز رفت و نزد امام ابونصر حفده به تحصیل سنت و حدیث پرداخت و نخستین رسالهٔ علمی خود را نوشت. آشنایی با بابا فرج تبریزی او را به ترک علوم رسمی و روی آوردن کامل به عرفان سوق داد. پس از آن نزد شیخ عمار یسیر و اسماعیل قصری مراحل سلوک را تکمیل کرد و با توصیهٔ روزبهان به خوارزم بازگشت و خانقاهی بنا کرد. در همین دوره، سلسلهٔ بزرگ کُبرویه را بنیان گذاشت که بعدها در ایران و آسیای مرکزی گسترش یافت و شاگردان برجستهای چون مجدالدین بغدادی، نجمالدین رازی (دایه)، سعدالدین حمویه و علاءالدوله سمنانی از آن برخاستند. بهسبب تربیت معنوی شاگردان فراوان، او را «ولیتراش» مینامیدند.
آثار کبری در عرفان نظری و سلوک معنوی جایگاهی برجسته دارند که شامل اینها اند: فَوائح الجمال و فواتح الجلال (دربارهٔ مکاشفه و تجربهٔ شهودی)، اصولالعشره (رسالهای در ده اصل سلوک عرفانی)، رسالة الخائف الهائم (دربارهٔ حالات خوف و حیرت سالک)، آدابالسلوک (بیان مراحل و آداب عملی سلوک)، الرسالة فی التوحید (دربارهٔ مراتب توحید و شهود)، تفسیر کبری (تفسیر عرفانی قرآن، ناتمام)، شرحالسنة و المصالح (نخستین اثر او در تبریز)، مصباحالهدایة و مفتاحالکفایة (دربارهٔ مراتب نفس و روح)، الرسالة فی الفرق بین الولی و النبی (دربارهٔ تفاوت ولایت و نبوت)، رسالة فی المقامات و الأحوال (شرح مقامات عرفانی)، رسالة فیالسماع (دربارهٔ سماع صوفیانه)، رسالة فیالخلوة و الجلوة (دربارهٔ خلوتگزینی و حضور اجتماعی سالک)، رسالة فیالرؤیا والتعبیر (دربارهٔ رؤیاهای عرفانی و تعبیر آنها) و مجموعهای از مکتوبات و نامهها (نامههای عرفانی به شاگردان).
نجمالدین کبری یکی از بزرگترین عارفان سدهٔ ششم و هفتم هجری شناخته میشود؛ اندیشمندی که با بنیانگذاری طریقت کبرویه، تربیت شاگردان برجسته و نگارش آثار مهم در عرفان نظری، نقشی تعیینکننده در شکلگیری سنتهای عرفانی داشت. میراث او همچنان در میان سلسلههای صوفیانهٔ پس از او زنده است و آثارش از منابع اصلی شناخت عرفان کلاسیک ایرانی بهشمار میروند.
نجمالدین کبری در بیستم اسد/مرداد سال۵۹۷ هجری خورشیدی، هنگامی که سپاه مغول به خوارزم یورش آورد، برخلاف بسیاری از بزرگان که شهر را ترک کردند، در کنار مردم ایستاد و در نبردی تنبهتن با مهاجمان جانش را از دست داد. آرامگاهش امروز در کُنیهاورگنج ترکمنستان قرار دارد.






