ابومؤید بلخی از نویسندگان و راویان برجستهٔ سدهٔ چهارم هجری قمری است که در بلخ زاده شد و در کانونهای علمی آنجا پرورش یافت. او در روزگاری میزیست که خراسان در دورهٔ سامانیان به یکی از مراکز اصلی شکوفایی زبان و ادبیات فارسی دری تبدیل شده بود؛ دورهای که در آن توجه به تاریخ، روایتهای کهن و تدوین میراث فرهنگی گذشته، جایگاه ویژهای در میان اهل دانش و ادب داشت.
ابومؤید بلخی به دانشاندوزی و فعالیت ادبی روی آورد و در حوزهٔ گردآوری، روایت و تنظیم داستانها و تاریخ اساطیری مهارت ویژهای یافت. تلاش او در ثبت و ساماندهی روایتهای پراکندهٔ تاریخی و حماسی، او را در شمار پیشگامان تدوین تاریخ و اسطوره به زبان فارسی قرار داد؛ رویکردی که بعدها در شکلگیری سنت شاهنامهنویسی بویژه شاهنامهٔ فردوسی، اهمیت بنیادین یافت.
ابو مؤید در طول سالها تلاش و کار ، آثاری را پدید آورد که از مهمترین نمونههای اولیهٔ نثر حماسی و روایی در زبان فارسی بهشمار میروند. از جمله این آثار میتوان به «شاهنامهٔ بزرگ مؤیدی» اشاره کرد که مجموعهای از داستانها و روایتهای پادشاهان و پهلوانان ایران فرهنگی را در بر میگرفت و از نخستین تلاشها برای تدوین منسجم تاریخ اساطیری آریانا/ایران به زبان فارسی محسوب میشود. همچنین «گرشاسپ» یا «کتاب گرشاسپ» به او نسبت داده شده که به روایتهای پهلوانی اختصاص داشته است. از دیگر آثار منسوب به او «عجایبالبلدان» است که در آن به توصیف سرزمینها و شگفتیهای جهان پرداخته شده و در سنت جغرافینگاری و ادبیات توصیفی جایگاه یافته است. افزون بر این، منظومهٔ «یوسف و زلیخا» نیز از جمله آثاری است که نام او در پیوند با آن آمده و او را در شمار نخستین منظومهپردازان این داستان در زبان فارسی قرار میدهد.
ابومؤید بلخی در واپسین سالهای زندگی، در خراسان چشم از جهان فروبست و همانجا به خاک سپرده شد. بدینگونه زندگی او در همان محیط فرهنگیای به پایان رسید که آغاز یافته بود؛ محیطی که سراسر با دانش، روایت و فرهنگ پیوند داشت.
بهپاس نقش بنیادین این شخصیت فاضل در گردآوری و تدوین روایتهای کهن اساطیری و سهم او در شکلگیری سنت نثر حماسی فارسی، دوم ثور/اردیبهشت بهعنوان روز بزرگداشت ابومؤید بلخی نامگذاری شده است؛ روزی برای یادآوری جایگاه برجستهٔ او در تاریخ ادبیات و فرهنگ خراسان.






