عبدالقیوم گمنام رستاقی، در سال ۱۲۷۷ هجری خورشیدی در شهرستان رستاق تخار زاده شد. او در خانوادهای اهل دانش و فرهنگ پرورش یافت. پدرش، میرزا عبدالحمید، خوشنویس و انسان آگاه بود که در پرورش فرزندش سعی بسیار کرد.
گمنام آموزشهای دینی را در مدرسهٔ محل فرا گرفت و آموزشهای مکتب را در رستاق و خانآباد کندز به پایان رساند. محیط فرهنگی خانواده، بهویژه توجه پدرش به دانش و خوشنویسی، از نخستین زمینههایی بود که او را با کتاب و ادبیات آشنا ساخت. این علاقه بعدها با مطالعات شخصی او گسترش یافت و زمینهٔ گرایش جدیترش به شعر و ادب فارسی را فراهم کرد.
او در ادامه به مطالعهٔ ادبیات فارسی و عربی، تاریخ و تصوف پرداخت و با آثار بزرگان شعر فارسی آشنایی گسترده پیدا کرد. در این میان، شعر و اندیشهٔ عبدالقادر بیدل جایگاه ویژهای در مطالعات او داشت و در کنار آن، آثار حافظ شیرازی، سعدی و مولانا را نیز میخواند. این مطالعات، هم ذوق ادبی او را پرورش داد و هم در شکلگیری زبان و اندیشهٔ شعریاش اثر گذاشت.
او در قالبهای غزل، مخمس، مسدس، مثنوی و رباعی شعر سرود و مضامین اجتماعی، انتقادی و عاشقانه بخش مهمی از سرودههایش را شکل میدهد. شمار سرودههای او بیش از پنجهزار بیت دانسته شده است که نزدیک به چهارهزار بیت آن در گذر زمان از میان رفته و تنها بخشی از میراث شعری او باقی مانده است.
از میراث باقیماندهٔ گمنام، دیوانی از اشعار او در دست است که بخشی از سرودههای بازماندهاش را دربر میگیرد. برخی از شعرهای او، از جمله غزل «نازکاندامی»، در میان مردم شمال، بهویژه در تخار و بدخشان، شهرت یافته و توسط آوازخوانان محلی نیز خوانده شده است.
میرزا عبدالقیوم گمنام رستاقی در دوم میزان/مهر سال ۱۳۶۶ هجری خورشیدی درگذشت و در زادگاهش به خاک سپرده شد.
روانش شاد و یاد و نامش گرامی باد.






