سوم حوت/اسفند، روز درگذشت غلام‌علی امید میمنگی

غلام‌علی امید میمنگی

غلام‌علی امید در ۲۳ سنبله/شهریور سال ۱۲۹۴ هجری خورشیدی در گذر قاضی فیض‌الله‌خان شهر کابل چشم به جهان گشود. او در خانواده‌ای روشنفکر و فرهنگ‌پرور پرورش یافت؛ پدرش عثمان‌قل خان محرم‌باشی از بزرگان و آزادی‌خواهان میمنه بود و مادرش، مریم سرخابی، از نخستین زنان منور افغانستان و از بنیان‌گذاران آموزش و پرورش دختران کشور بود. آقای امید آموزش‌های ابتدایی را در خانه و زیر نظر مادر فاضل خود فرا گرفت و پایه‌های فکری و فرهنگی‌اش از همان کودکی استوار شد.

پس از فراغت از مکتب ابتدایی، به تشویق مامایش، پروفیسور غلام‌محمد میمنگی، وارد مکتب صنایع نفیسه کابل شد؛ معتبرترین مرکز آموزش هنرهای زیبا در افغانستان. استعداد فوق‌العاده او در نقاشی و هنرهای زیبا توجه استادان برجسته‌ای چون غلام‌محمد میمنگی، عبدالعزیز و عبدالغفور برشنا را جلب کرد و سرانجام در سال ۱۳۱۳ هجری خورشیدی با درجه اعلی فارغ شد.

غلام‌علی امید چندین سال در مکتب صنایع نفیسه، مکتب غازی و مکتب تجارت به‌عنوان معلم نقاشی فعالیت کرد و در سال ۱۳۲۴ هجری خورشیدی به زادگاه نیاکانش، شهر میمنه، نقل مکان نمود. در میمنه، علاوه بر کار رسمی به عنوان دبیر اتاق‌های تجارت و مدیریت نقلیات دولتی، به هنر و فعالیت‌های فرهنگی ادامه داد و نخستین صحنه تئاتر را در این شهر پایه‌گذاری کرد؛ اقدامی که نقش مهمی در گسترش فرهنگ نمایشی در ولایات افغانستان داشت.

در سال ۱۳۳۷ هجری خورشیدی برای فراهم کردن زمینه تحصیلات عالی فرزندانش، به کابل بازگشت و تا پایان عمر در این شهر زندگی کرد. در کابل در نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای چون انجمن ادبی کابل، رادیو کابل، پوهنی ننداری و روزنامه‌های اصلاح و انیس فعال بود و نقش مؤثری در فرهنگ معاصر ایفا کرد.

غلام‌علی امید هنرمندی چندبُعدی بود و در رشته‌های نقاشی رنگ روغنی، آبرنگ، ذغال و پاستل، خطاطی، مجسمه‌سازی و کاریکاتور تبحر داشت. از آثار شاخص او می‌توان به طراحی نقش عقاب روی سکه دو روپیه‌گی افغانستان، نشان هواپیمایی آریانا، پورتریت محمدظاهرشاه و سردار محمد داوود و پورتریت کمال آتاترک به سفارش سفیر ترکیه اشاره کرد. این آثار سبب تقدیر رسمی محمدظاهرشاه و دعوت رسمی امید به ترکیه شد.

او علاوه بر هنرهای تجسمی، شاعر، آهنگ‌ساز و آوازخوان بود. از آثار موسیقایی‌اش می‌توان به «گل نورسته» و «پسته‌فروش» اشاره کرد. همچنین نخستین کسی بود که فکاهی منظوم انتقادی را در افغانستان پایه‌گذاری کرد و سناریوی نخستین فیلم هنری افغانستان «طلبگار» را نوشت که موفق به کسب جایزه مقام نخست مطبوعاتی شد. در سال ۱۳۵۸ هجری خورشیدی، اعدام پسرش محمد داود امید ضربه‌ای جبران‌ناپذیر بر روح و جان او وارد کرد، با این حال، تا واپسین لحظات، یاد فرزند را در دل پروراند.

غلام‌علی امید پس از یک عمر فعالیت فرهنگی، هنری و ادبی در ۳ حوت/اسفند سال ۱۳۶۶ هجری خورشیدی در سن ۷۰ سالگی درگذشت و در زیارتگاه عاشقان و عارفان کابل به خاک سپرده شد. آثار او بخشی ماندگار از حافظه فرهنگی و هنری افغانستان به شمار می‌رود و یادش همچنان گرامی است.

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان