شانزدهم ثور/اردیبهشت، روز درگذشت بدیع‌الزمان فروزانفر

بدیع‌الزمان فروزانفر

بدیع‌الزمان فروزانفر، در ۱۴ شهریور/سنبله سال ۱۲۷۶ هجری خورشیدی در شهر بشرویه از توابع خراسان به دنیا آمد. او در خانواده‌ای روحانی و اهل علم رشد یافت؛ پدرش شیخ علی بشرویه‌ای از عالمان و اهل ادب و از شاعران دورهٔ مشروطه بود و همین فضای خانوادگی، نقش اساسی در شکل‌گیری ذوق ادبی و مسیر علمی او داشت. نام او در دورهٔ جوانی محمدحسین بشرویه‌ای و بنا به برخی روایت‌ها عبدالجلیل بشرویه‌ای بود. بعدها با نام‌های جلیل ضیاء بشرویه‌ای و سپس جلیل فروزانفر نیز شناخته می‌شد. تخلص شعری او ابتدا «ضیا» بود و سپس ترجمهٔ فارسی آن، «فروزانفر» را برگزید. لقب «بدیع‌الزمان» را در سال ۱۲۹۸ هجری خورشیدی، پس از سرودن قصیده‌ای در وصف بهار، از احمد قوام (قوام‌السلطنه)، والی خراسان دریافت کرد و از آن پس با این عنوان شهرت یافت.

فروزانفر آموزش‌های ابتدایی را در زادگاهش نزد پدر و علمای محل آغاز کرد و از همان کودکی با متون دینی، ادبی و عربی آشنا شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل به مشهد رفت و در آن‌جا در محضر استادان برجسته، به‌ویژه ادیب نیشابوری، به فراگیری عمیق ادبیات فارسی، عربی، منطق و علوم اسلامی پرداخت. در همین دوره با هم‌درسانی چون مهدی آذر نیز همراه بود. این دوره، پایه‌های اصلی شخصیت علمی او را شکل داد و او را به یکی از چهره‌های جدی در عرصهٔ دانش و ادبیات تبدیل کرد.

فروزانفر حدود سال ۱۳۰۰ هجری خورشیدی به تهران رفت و در مدرسهٔ سپهسالار به ادامهٔ تحصیل پرداخت و مدتی نیز در همان‌جا حجره داشت. سپس وارد عرصهٔ تدریس شد و در سال ۱۳۰۵ به‌عنوان معلم دارالفنون و دارالمعلمین عالی منصوب گردید. در سال ۱۳۱۳ به معاونت دانشکدهٔ معقول و منقول (الهیات) دانشگاه تهران رسید.

در سال ۱۳۱۴ هیئت ممیزهٔ دانشگاه تهران، اثر مهم او «تحقیق در زندگانی مولانا جلال‌الدین محمد بلخی» را بررسی کرد و بر اساس آن، درجهٔ دکتری به او اعطا شد. در همان سال به مقام استادی در دانشکده‌ ادبیات دانشگاه تهران رسید. او سپس از پایه‌گذاران آموزش دانشگاهی ادبیات فارسی و از تدوین‌کنندگان برنامهٔ دورهٔ دکتری این رشته شد.

فروزانفر سال‌ها به‌عنوان استاد برجسته در دانشگاه تهران فعالیت کرد و نقش مهمی در تربیت نسل جدیدی از پژوهشگران ادبی داشت؛ از جمله پرویز ناتل خانلری، ذبیح‌الله صفا، مهدی حمیدی شیرازی، عبدالحسین زرین‌کوب، غلامحسین یوسفی، محمدرضا شفیعی کدکنی و بسیاری دیگر. در سال ۱۳۲۳ به ریاست دانشکدهٔ معقول و منقول رسید و تا سال ۱۳۴۶ در این سمت باقی ماند.

پس از بازنشستگی نیز همکاری علمی خود را در دورهٔ دکتری ادامه داد. او مدتی عضو مجلس اعیان و همچنین رئیس کتابخانهٔ سلطنتی بود.

گرایش اصلی بدیع‌الزمان در ادبیات، متون کلاسیک فارسی و به‌ویژه ادبیات عرفانی بود. او بیش از همه به آثار مولانا جلال‌الدین محمد بلخی توجه داشت و با رویکردی علمی، انتقادی و مبتنی بر نسخه‌شناسی، به تصحیح و تحلیل آثار او پرداخت. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «شرح احوال و نقد و تحلیل آثار مولانا»، «رساله در تحقیق احوال مولانا»، «سخن و سخنوران»، «مآخذ قصص و تمثیلات مثنوی»، «احادیث مثنوی»، تصحیح «دیوان شمس»، «فیه ما فیه»، و تصحیح «معارف بهاءولد» و «معارف برهان‌الدین محقق» اشاره کرد.

فروزانفر همچنین ادیب، محقق، مصحح متون کهن، مولاناشناس برجسته و در آغاز جوانی شاعر نیز بود، هرچند بعدها شاعری را کنار گذاشت و تمام توان خود را صرف تحقیق علمی کرد.

بدیع‌الزمان فروزانفر سرانجام در ۱۶ اردیبهشت/ثور سال ۱۳۴۹ هجری خورشیدی در تهران بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت و در آرامگاه باغ طوطی در صحن شاه‌عبدالعظیم به خاک سپرده شد. او از مهم‌ترین پایه‌گذاران پژوهش علمی در ادبیات فارسی معاصر و از مولاناپژوهان برجسته است و آثار و اندیشه‌هایش همچنان جایگاه مهمی در مطالعات ادبی و عرفانی دارند.

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان