محمد سلیم طغرا در ۵ حمل/فروردین سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی در منطقهٔ راغ بدخشان در خانوادهای اهل دانش و دیانت به دنیا آمد. از همان کودکی نشانههای هوش، حافظهٔ قوی و علاقهٔ عمیق به فراگیری علوم دینی و ادبی در او آشکار بود. در دورهٔ نوجوانی، با توجه و حمایت کاکایش، برای ادامهٔ تحصیل به کولاب در تاجیکستان فرستاده شد؛ جایی که نخستین آموزشهای رسمی خود را نزد داملا حیدر محمد در سیبدره آغاز کرد. پس از تحولات ناشی از سقوط امارت بخارا، طغرا به زادگاهش بازگشت و مسیر علمی خود را ادامه داد.
طغرا برای کسب دانش به بدخشان، بلخ، تخار، سمنگان و همچنین شبهقاره هند سفر کرد و نزد استادان برجستهٔ آن دوره از جمله مولوی حسامالدین، مولوی غلام رسول، داملا عاشور محمد، داملا آدینه محمد عرب، مولانا عبدالواحد، مولوی بهادر مارتون و مولوی غلام نبی کاموی به فراگیری علوم دینی، فقه، تفسیر، حدیث، نحو، صرف، معانی، منطق، فلسفه و حکمت پرداخت و در این حوزهها به کمال علمی و مرتبه استادی رسید. بر اساس برخی روایات، از ارتباط شاگردی و تأثیرپذیری مولانا طغرا از مولانا شبلی نعمانی از علمای برجستهٔ شبهقاره هند، ادیب، تاریخنگار و از چهرههای اثرگذار در نوسازی اندیشهٔ دینی و ادبی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که نقش مهمی در احیای تفکر علمی و ادبی در جهان اسلام داشت، نیز یاد شده است.
پس از تکمیل تحصیلات، مولانا طغرا وارد عرصهٔ تدریس شد و در مدارس مختلف از جمله مدرسهٔ بنگی به تدریس آغاز کرد. سپس در مدرسهٔ گنج علیبیک و دیگر مراکز علمی تخار به آموزش ادامه داد. بعدتر به بدخشان بازگشت و در روستای پسپل در راغ مدرسهای تأسیس کرد و به تربیت شاگردان پرداخت. او همچنین در مدارس «بیتاب سادات» و مدرسهٔ یاوان مرکز راغ به تدریس ادامه داد و شاگردانی از بدخشان، تخار، بغلان، کندز و بلخ در محضر او پرورش یافتند.
مولانا طغرا در کنار فعالیتهای علمی، وارد دستگاه قضا شد و در سال ۱۳۲۸ هجری خورشیدی بهعنوان قاضی ایفای وظیفه کرد و مدتی بعد از این سمت کنارهگیری نمود و دوباره به تدریس بازگشت. در سال ۱۳۳۴ هجری خورشیدی بهعنوان نمایندهٔ مردم بدخشان به مجلس نمایندگان راه یافت و همزمان فعالیتهای علمی خود را ادامه داد. او در دارالعلوم عربی کابل به تدریس متون مهمی چون تفسیر بیضاوی، جلالین، صحیح بخاری و صحیح مسلم پرداخت. سپس در بلخ در دستگاه قضا گماشته شد و در درواز و جرم نیز بهعنوان قاضی خدمت کرد. در جریان یکی از دورههای انتخاباتی، صندوق رأی او مورد مداخله و دزدی قرار گرفت که در منابع محلی از آن یاد شده است.
از نظر علمی، مولانا طغرا در منطق، فلسفه، تفسیر، عرفان و ادب عربی از چهرههای برجستهٔ زمان خود بهشمار میرفت. او در شرح و تحلیل متون عرفانی، بهویژه مثنوی مولانا جلالالدین محمد بلخی و آثار میرزا عبدالقادر بیدل مهارت ویژه داشت و در سنتهای ادبی و محافل علمی منطقه بهعنوان یکی از چهرههای صاحبنظر در بیدلشناسی شناخته میشد. جایگاه او بیشتر بر پایهٔ تسلط علمی، دقت تحلیلی و فهم عمیق متون عرفانی شکل گرفته بود. در سنتهای ادبی شمال افغانستان، طغرا بهعنوان یکی از شارحان برجستهٔ اندیشههای بیدل شناخته میشود و در محافل علمی از او بهعنوان چهرهای مسلط بر معانی پیچیدهٔ عرفان بیدل یاد شده است.
از آثار مولانا طغرا میتوان به دیوان اشعارش اشاره کرد که به سبک مکتب هندی و با تأثیر از بیدل و عرفان اسلامی سروده شده است. اشعار او دارای عمق فلسفی، استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی است. علاوه بر شعر، او شرحها و حواشی بر متون فلسفی و عرفانی از جمله آثار ملاصدرا، برخی متون حکمی، و نیز تفسیر متون عربی و فارسی مانند اشعار ابن فارض و آثار ابن عربی نگاشته است. بخش قابل توجهی از آثار او هنوز گردآوری و چاپ نشدهاند.
میراث فکری مولانا طغرا بیشتر در حوزهٔ آموزش منطق، فلسفه، تفسیر و بیدلشناسی باقی مانده است. او نقش مهمی در انتقال سنت علمی خراسانی به نسلهای بعدی ایفا کرد و شاگردان او در مناطق مختلف افغانستان این سنت را ادامه دادند. جایگاه او در تاریخ سرزمین ما بهعنوان یک مدرس برجسته، متفکر دینی، شارح متون عرفانی و بیدلشناس بلندآوازه تثبیت شده است.
مولانا سلیم طغرا سرانجام در ششم ثور/اردیبهشت سال ۱۳۵۱ هجری خورشیدی در زادگاهش چشم از جهان بست و در همانجا به خاک سپرده شد. با وجود اهمیت علمی و ادبی او، آثارش هنوز بهطور کامل گردآوری و منتشر نشده و جایگاه علمی و فکری او همچنان نیازمند پژوهش و بازشناسی بیشتر است.






