شکرستان هند: شیخ اسدالله غالب جونپوری، شاعر و سخنور

شکرستان هند: روپ نراین ذهین، شاعر و سخنور

شیخ اسدالله غالب جونپوری، نبیسۀ دختری شیخ محمدافضل ثابت اله‌آبادی از شاعران و فحول بزرگ عصر خویش است. وی از خانواده‌ی اهل فضل و دانش بود. در ادبیات و شاعری استعداد ویژه‌ای داشته است و در این راه رفته‌رفته ممتاز برآمده است. مولانا غلام‌علی آزاد بلگرامی وی را ستوده است و رباعی‌ای که وی برای ضیافت مونالا غلام‌علی فرستاده است؛ در تذکرۀ خویش نقل نموده است. گویند آخر عمرش را در شاه‌جهان‌آباد «دهلی» می‌گذرانده است و در سال ۱۱۶۳ قمری در همانجا وفات نموده است.

 

نمونه‌ی سخن

 

رباعی ذیل را هنگام ورود غلام‌علی آزاد بلگرامی به اله‌آباد گفته است:

چون کرد ورود سوی من یار سعید

فی‌الحال مهِ نو به فلک گشت پدید

از بسکه فزود عشرت از آمدنش

ماهِ رمضان برای من شد مهِ عید

***
دلِ دیوانه‌ای دارم که خاموشی‌ست تقریریش

به رنگِ زلفِ خوبان بی‌صدا افتاده زنجیرش

***
سیرِ مهتاب دوچندان کند آرایش حُسن

سایه‌ی زلف به رخسار تو زلفِ دگر است

***
پی به فکر آن دهان از یادِ ابرو می‌برم

تیغِ قاتل رهرَو ملکِ عدم را جاده است

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان