ملّا عبدالحکیم متخلص به ساطع از مردم کشمیر بود. در شعر و دیگر فنون ادبی شاگر داراببیگ جویای کشمیری بود. وی با عبدالغنیبیگ قبول کشمیری همطرح بود. گویند در نثرنویسی چیرهدست بود و نثرش را پخته مینوشت. به باور معاصرینش، در نظم و نثر خودش را به پای نصیرای همدانی رسانیده بود. در آخر عمر به خدمت صمصامالدوله در کشمیر بود.
آثار
از وی یدوانی به یادگار مانده و که نسخ خطی آن در کشمیر و حیدرآباد دکن موجود است. افزون برآن، گلشن اسلام نثری از وی یادگار مانده است. کتابی در لغت به نام حجت ساطع در برابر فرهنگ برهان قاطع نوشته است.
نمونهی سخن
مرقعپوشی زاهد ز من تحسین طمع دارد
چو منشی کرده اظهار کمال از رقعهکاریها
***
بدن ز فیض ریاضت شکوه جان دارد
مکان خراب چو شد، حکم لامکان دارد






