روزی حضرت سلیمان بر تخت خود نشسته بود. ناگهان باد وزید و تخت او کمی کج شد. حضرت سلیمان با ناراحتی گفت: «ای باد، چرا کج میوزی؟»
باد پاسخ داد: «ای حضرت سلیمان، اگر تو راست باشی، من هم راست میوزم. اما اگر تو راه کج بروی، از کج شدن من ناراحت نشو.»
روزی حضرت سلیمان بر تخت خود نشسته بود. ناگهان باد وزید و تخت او کمی کج شد. حضرت سلیمان با ناراحتی گفت: «ای باد، چرا کج میوزی؟»
باد پاسخ داد: «ای حضرت سلیمان، اگر تو راست باشی، من هم راست میوزم. اما اگر تو راه کج بروی، از کج شدن من ناراحت نشو.»