روزی حکیمی در دشت میگشت. ناگهان طاووسی را دید که پرهای زیبای خود را از بیخ میکند و بر زمین میاندازد. حکیم از دیدن این کار شگفتزده شد و گفت: ای طاووس! چرا چنین پرهای زیبا و رنگارنگ را که مایهی شکوه توست از خود جدا میکنی؟
نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *
دیدگاه *
نام
ایمیل
وب سایت
ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی مینویسم.
Δ