چکیده
پس از بازگشت طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، بازداشت به یکی از ابزارهای سرکوب زنان معترض و کنترل رفتار زنان تبدیل شد. گزارشهای حقوق بشری اشکال گوناگون خشونت در بازداشت را مستند کردهاند، اما کمتر روشن شده است که این اشکال فشار چگونه به یکدیگر پیوند میخورند و چرا اثرشان پس از آزادی نیز ادامه مییابد. این مقاله با تکیه بر روایتهای ۱۵ زن که پس از آگست ۲۰۲۱ بازداشت شده بودند (شش مصاحبه مستقیم، پنج پاسخ کتبی و چهار روایت رسانهای)، و با بهرهگیری از تحلیل مضمون بازاندیشانه و منطق ابدکتیو، مفهوم «اجبار همگرا» را پیشنهاد میکند: فرایندی که در آن فشارهای سیاسی، جنسیتی، اخلاقی، دینی، خانوادگی و گاه قومی صرفاً همزمان نیستند، بلکه یکی به اهرمی برای فعالکردن یا تشدید دیگری تبدیل میشود. یافتهها نشان میدهند که اتهام سیاسی به داوری درباره اخلاق، آبرو و دین زن بدل میشد؛ اعتراف اجباری روایت زنان از کنش سیاسیشان را با روایت مورد تأیید قدرت جایگزین میکرد؛ تصویر ضبطشده از راه تهدید به افشا فشار را تا پس از آزادی امتداد میداد؛ و تعهد محرم بخشی از انضباط را از بازداشتگاه به خانه منتقل میکرد. قومیت در برخی روایتها به این فرایند راه مییافت، اما بُعدی مشروط بود، نه همگانی. شدت خشونت میان موارد بسیار متفاوت بود و زنان از راه سکوت، همراهی حسابشده، امتناع و شهادت با این فشارها روبهرو میشدند. مقاله با بردن تحلیل آپارتاید جنسیتی به درون بازداشتگاه، سازوکاری خردنهادی را توضیح میدهد که از طریق آن مجازات سیاسی و کنترل جنسیتی به ابزار یکدیگر تبدیل میشوند.
کلیدواژهها: اجبار همگرا؛ بازداشت سیاسی؛ خشونت جنسیتمحور؛ کنترل اجباری؛ خشونت جنسی؛ قومیت؛ زنان افغانستان؛ حاکمیت طالبان؛ تحلیل مضمون بازاندیشانه.
مقالهٔ کامل در قالب پی دی اف







