وقتی از اقوام افغانستان سخن گفته میشود، کمتر نام کُردها به میان میآید؛ با این حال، کُردها نیز بخشی از تاریخ اجتماعی، نظامی و فرهنگی این سرزمین بودهاند. حضور آنان در افغانستان به چند سده پیش بر میگردد و در دورههای مختلف، گروههایی از آنان در امور نظامی، دیوانی و سیاسی نقش داشتهاند. منابع مختلف از حضور کُردها در بخشهایی از کابل، غزنی، هرات، فاریاب، بلخ و سمنگان یاد کردهاند.
در غزنی؛ بهویژه در نواحی مانند: خواجه عمری و دهنهال، از حضور گروههایی از کُردها یاد شده است. برخی منابع نوشتهاند که گروههایی از کُردها در گذشته در امور دیوانی و نظامی فعالیت داشتند و حتی سنگ قبری با نام «غلامرضاخان» بهعنوان یکی از نشانههای حضور کُردها در این منطقه معرفی شده است. (پایگاه خبری تحلیلی هاژه، ۱۴۰۰)
در کابل، حضور تاریخی کُردها بیشتر با محله چنداول و گذر رِکاخانه شناخته میشود. از نشانههای آن میتوان به کوچه کُردهای (قُرتا) چنداول، مسجد کُردها (قُرتا) و حمام کُردها یاد کرد که پیشینۀ شان از ۱۶۰ تا ۲۳۰ سال میرسد.
محمد نادر رِکازاده، پژوهشگر و فعال فرهنگی کُردهای افغانستان میگوید که کُردهای افغانستان از سه تا چهار طایفه تشکیل شدهاند. به گفته او، یکی از این گروهها شاهسونها هستند که از گذشته در کوچه کُردهای چنداول زندهگی داشتهاند؛ کوچهای که بنام کوچهٔ شاهسونها نیز شناخته میشود. (سروش مهرنوش نیکزاد، ۱۴۰۵)
کُردها در جهان
برای شناخت بهتر کُردهای افغانستان باید جایگاه آنانرا در جغرافیای بزرگتر جهان نیز دید. کُردها از اقوام بزرگ غرب آسیا به شمار میروند و جمعیت آنان عمدتاً در سرزمینی پیوسته و کوهستانی میان ترکیه، ایران، عراق و سوریه زندهگی میکند. این سرزمین تاریخی با نام کُردستان شناخته میشود. هرچند کُردستان امروزی یک کشور مستقل نیست و بخشهایی آن در قلمرو چند کشور قرار گرفته است. (ویکیپیدیا)
بخش بزرگی از کُردها در جنوب شرق و شرق ترکیه زندهگی مینمایند. شهرهایی مانند: دیاربکر، وان و بیتلیس از مراکز مهم مناطق کُردنشین ترکیه به شمار میروند. در عراق نیز کُردها در شمال کشور؛ بهویژه در منطقه اقلیم کُردستان حضور گسترده دارند و شهرهای اربیل، سلیمانیه و دهوک از مراکز مهم آنان استند. (عزیزالدین وکیلی پوپلزایی، ۱۴۰۴: ۱۹۱)
در ایران، جمعیت کُرد زیادتر در مناطق غرب و شمال غرب کشور؛ بهویژه در استانهای کُردستان، کرمانشاه، ایلام و بخشهایی از آذربایجان غربی زندهگی میکنند. شهرهایی مانند: سنندج، کرمانشاه، ایلام و مهاباد از مراکز مهم جمعیت کُرد در ایران اند. در عین حال، گروههایی از کُردها در منطقه خراسان نیز زندهگی میکنند که از نظر جغرافیایی از بخش اصلی مناطق کُردنشین فاصله دارند. (ویکیپیدیا)
در سوریه نیز کُردها بیشتر در مناطق شمال و شمال شرق کشور؛ بهویژه پیرامون قامشلی و حسکه حضور دارند. افزون بر این چهار کشور، جوامع کُرد در ارمنستان، کشورهای اروپایی و دیگر نقاط جهان نیز شکل گرفتهاند. در اروپا، مهاجرتهای چند دهه اخیر سبب شده است که شمار قابل توجهی از کُردها در کشورهایی مثل: آلمان و بریتانیا زندهگی کنند. (دانشنامه بریتانیکا)
بنابراین جامعه کُرد را نمیتوان تنها در محدودهٔ مرزهای امروزه یک کشور جستجو کرد. پراکنده گی جغرافیایی کُردها نتیجه تاریخ طولانی این قوم، جابهجاییهای جمعیتی و تغییر مرزهای سیاسی منطقه است. به همین دلیل، کُردها امروز عمدتاً در ترکیه، ایران، عراق و سوریه حضور دارند و در کنار آن، جوامع پراکندۀ نیز در افغانستان، قفقاز، آسیای مرکزی و اروپا زندهگی میکنند.
جا به جایی کُردها در افغانستان
براساس برخی منابع، گروههایی از کُردها در قرن شانزده میلادی از شمال غرب ایران به مناطق شرقی و مرکزی خراسان انتقال داده شدند. یکی از روایتها این جابهجایی را با نیاز حکومتهای آن زمان به نیروهای نظامی و حفاظت از مرزها مرتبط میداند. روایت دیگری نیز ورود گروههایی از کُردها را به دوره نادرشاه افشار نسبت میدهد؛ زمانیکه شماری از آنان همراه نیروهای نادرشاه به سوی افغانستان امروزی آمدند و در مناطقی مانند: غزنی، کابل و مزارشریف پراکنده شدند.
عزیزالدین وکیلی پوپلزایی از قوم رِکا که در اصل کُرد هستند یاد میکند و مینویسد که مسکن قدیمی قوم رِکا در سرزمینی میان ایران و رُم بوده و بخشی از آنان در منطقه بجنورد که سرزمینی آباد و حاصلخیز بوده، زندهگی میکردند. به نوشتهٔ او، رکِاها در دوره نادرشاه افشار مجبور به ترک محل سکونت خود شدند. پس از تأسیس دولت درانی، آنان نیز مانند شماری از اقوام دیگر مورد حمایت حکومت قرار گرفتند. گروههایی از آنان از ولایتهای غربی به کابل فراخوانده شدند و وارد خدمت دولتی و نظامی شدند. (عزیزالدین وکیلی پوپلزایی، ۱۴۰۴: ۱۹۱)
در اسناد دوره درانی دو قبیله با نامهای موکری و رِکا شناخته میشدند و شمار مجموعی افراد این دو گروه در آن دوره “حدود هشت هزار نفر” تخمین زده شده است. وی رِکاها را قومی دلاور و سنی حنفی معرفی میکند که از گذشته به عسکری گرایش داشته و در کنار آن به زمینداری، دکانداری و پیشهوری نیز میپرداختند. در دوره شاهان درانی، برخی از سرکرده گان این قوم در ساختار نظامی حکومت صاحب مقام بودند. از جمله: سرفرازخان با عنوان رِکاباشی یاد شده است. به نوشتهٔ او، قلعه سرفرازخان در شرق کابل ساخته شده و در زمان خود دارای استحکامات دفاعی بوده است.
مبتنی بر روایت محمد نادر رِکازاده، نیاکان خانواده او از مناطق کُردنشین شمال غرب ایران بودند و در دورههای شاه عباس صفوی، نادرشاه افشار و سپس احمدشاه درانی جابهجا شدند. بخشی از این خانوادهها ابتدا در بجنورد، قوچان و درگز مستقر شده بودند و وظیفه نظامی و دفاع از مرزها را انجام میدادند. رِکازاده میگوید شماری از آنان بعدها همراه احمدشاه درانی به افغانستان کنونی آمدند و در این سرزمین ماندگار شدند. (Kurdistan chronicle: 2025)
ردپای کُردها در کابل
کابل یکی از مناطق حضور کُردها در افغانستان بوده است. کُردها از زمان ورود شان به کابل در کوچه کُردهای چنداول حضور داشتهاند و در کنار آن، در رِکاخانه و شماری از مناطق و ولسوالیهای کابل نیز زندهگی میکردند. (سروش مهرنوش نیکزاد، ۱۴۰۵)
در منابع مربوط به تاریخ اجتماعی کابل نیز از چنداول بهعنوان یکی از محلهای سکونت کُردها یاد شده است. ویبسایت هاژه نوشته است که در گذشته حدود پنجاه خانوادهٔ کُرد در این بخش کابل زندهگی میکردند و در دولت جمهوری شماری از آنان در امور دیوانی، منشیگری و فعالیتهای دولتی مشغول بودند. (پایگاه خبری تحلیلی هاژه، ۱۴۰۰)
از افراد سرشناس مرتبط با کوچه کُردهای چنداول، میتوان از استاد کیمیا و فرقهمشر جعفرخان نام برد. این افراد از چهرههای شناختهشده جامعه کُردهای کابل بودهاند.
منزل مرحوم استاد محمد امان محسنى مشهور به «استاد کیمیا» و برادرش مرحوم محمد حسن خان در چنداول بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارد و بهعنوان نمونهای از هنر معماری سنتی کابل شناخته میشود. این خانه با منبتکاریهای ظریف و ستونهای چوبی منقش، جلوهای از هنر دستی استادکاران دورۀ خود را به نمایش میگذارد. (سروش مهرنوش نیکزاد، ۲۰۲۶)
در گذر کُردهای چنداول، مسجدی بنام کُردها وجود دارد که پیشینهٔ آن به بیش از ۲۰۰ سال میرسد و یکی از مهمترین نشانههای مادی حضور کُردها در کابل است. این بنا با معماری چوبی خاص خود از آثار قابل توجه این محله به شمار میرود. برخی پژوهشگران معتقدند که ساختمان در گذشته کارکردی شبیۀ خانقاه یا محل گردهمایی صوفیان داشته است. درباره قدمت آن نیز نظرهای مختلفی وجود دارد، کارشناسان میراث فرهنگی افغانستان قدمت آنرا حدود ۲۳۰ سال دانستهاند؛ درحالیکه روایتهای دیگری قدمت آنرا کمتر میدانند. در کنار مسجد، حمام کُردها نیز از دیگر یادگارهای حضور این جامعه در چنداول بوده است. (شاروالی کابل، ۱۳۹۶: ۲۵)
گذر رِکاخانه از دیگر محلات کُردنشین کابل است. نام آن از رکاییان (یکی از اقوام کُرد) گرفته شده است. این گذر در جنوب شرقی شهر قدیم موقعیت داشته و با محلاتی چون: شوربازار، تخته پل و دروازه لاهوری پیوند میخورد. با کشیده شدن جاده میوند در سده بیستم، بخش زیادی از این گذر از میان رفت و پیوندهای کهن آن با محلاتی چون: باغعلیمردان، مسجد عیدگاه و بوریا فروشی گسسته شد؛ با اینهمه، نام رِکاخانه همچنان در حافظه شهر زنده ماند. (محمد ناصر غرغشت، ۱۳۴۵: ۱۳۲)
درباره علل دقیق مهاجرت این گروه، روایات گوناگونی وجود دارد؛ برخی منابع از فشارهای مذهبی در دوره نادر افشار یاد میکنند و برخی دیگر، جابهجاییهای نظامی و سیاستهای اسکان را عامل اصلی میدانند.
بربنیاد روایت محمد ناصر غرغشت، هنگامیکه نادرشاه افشار به سوی هند تاختوتاز داشت، گروهی از عساکر وی بنام رِکاها در همین منطقه – جایی میان دروازه لاهوری و جاده میوند – مسکن گزیدند و نام این محله را «رِکاخانه» گذاشتند.
به باور عزیزالدین وکیلی پوپلزایی، رِکاییان در عهد نادرشاه افشار به ترک خانههای شان مجبور شدند و با شکلگیری دولت درانی و سیاست نسبتاً تسامحآمیز آن در قبال گروههای قومی و مذهبی، این جماعت به کابل فراخوانده شد و در چارچوب قطعات نظامی جذب گردید. رِکاییان اجازه یافتند در نواحی شرقی اردوباغ کابل – خانه، باغ و زمینهای زراعتی ایجاد کنند. از همینرو، محلهای که محل بودوباش آنان شد، در گفتار مردم بنام رِکاخانه شناخته شد؛ یعنی جایگاه و محل سکونت رکاییان. (عزیزالدین وکیلی پوپلزایی، ۱۴۰۴: ۱۹۱)
شخصیتهای کُرد و نقش آنها
کُردهای افغانستان در ساختار نظامی و دیوانی کشور نقش داشتند اما بر نقش نظامی آنان تأکید بیشتری است و گفته میشود که شمار زیادی از کُردها در گذشته نظامی بودند. به گفته رِکازاده، کُردها در جنگهای افغان و انگلیس نیز حضور چشمگیری داشتند.
او از جرنیل عبدالرحمن رِکا، سرکرده محمد جان خان، سرکرده محمد جعفرخان، شاه دوستخان و غازی کرنیل علیاحمدخان رِکا بهعنوان شماری از چهرههایی یاد میکند که در این جنگها حضور داشتند. رِکازاده همچنین از جد خود، کاکه عطا محمد خان رِکا یاد میکند و میگوید او نیز از کسانی بود که در جنگهای افغان و انگلیس شرکت داشت. (سروش مهرنوش نیکزاد، ۱۴۰۵)
از دیگر چهرههایی که رِکازاده نام میبرد، سرکرده سرفراز است که به گفته او در گارد شاهی دوره امانالله خان خدمت میکرد. همچنین غلام نبی خان، محمد طاهرخان رکِا، جنرال محمد قاسم عسکریار و داکتر محمد عسکریار از دیگر شخصیتهای مهم جامعهٔ کُرد افغانستان معرفی میشوند.
شخصیتهای کُردی تنها به امور نظامی و سیاسی خلاصه نمیشود. در روایتهای محلی از نقش آنها در طراحی و ساخت و ساز نیز یاد شده است. از آن جمله: مهندس گل محمد خان رِکا، یکتن از مهندسان برجستهای بود که بربنیاد روایتهای خانواده وی، در طراحی برخی بناهای تاریخی کشور از جمله مسجد عیدگاه، قصر جبل السراج، کوتی ستاره پغمان، هوتل قدیمی باغ بالا و سراج العماره ننگرهار نقش برجسته داشت. (سروش مهرنوش نیکزاد، ۲۰۲۶)
این روایتها نشان میدهند که حضور کٌردها در ساختار نظامی، سیاسی و اجتماعی افغانستان سابقهای طولانی داشته و برخی از آنان در تحولات سیاسی و نظامی کشور نقش داشتهاند.
تلاش برای حفظ زبان مادری
یکی از نگرانیهای مهم جامعه کُردهای افغانستان، حفظ زبان مادری است. رِکازاده میگوید که زبان کُردی در میان کُردهای افغانستان تا حدی حفظ شده است. به گفتهٔ او، در گذشته برای این جامعه صنفهای آموزش زبان کُردی نیز برگزار میشد و هنوزهم شماری از کُردها تلاش میکنند زبان مادری خود را حفظ کنند. به دلیل ادغام تدریجی کُردها در جامعه افغانستان، بسیاری از نسلهای جوان، زبان کُردی را مانند نسلهای پیشین نمیآموزند و همین موضوع خطر کمرنگ شدن زبان و بخشی از فرهنگ کُردی را افزایش داده است.
تلاش برای حفظ هویت کُردی
در دوره حکومت جمهوری افغانستان، جامعۀ کُردهای افغانستان دارای شورای رسمی بود و دفتر آن در رِکاخانه قرار داشت. رِکازاده میگوید که این شورا در آن زمان فعالیت میکرد اما اکنون فعالیتهای آن متوقف یا غیرفعال است. از اهداف مهم این شورا نیز حفظ زبان و فرهنگ کُردی و دفاع از هویت فرهنگی این جامعه بود.
یکی از دست آوردها و تلاشهای فرهنگی و اجتماعی مهم کُردهای افغانستان، ثبت نام کُرد بهعنوان یک قومیت در اسناد هویتی افغانستان بود. براساس گزارشها، در سال ۲۰۱۸ میلادی اداره ملی احصائیه و معلومات، پس از درخواست نماینده گان گروههای مختلف، کُردها را نیز در میان قومیتهای قابل ثبت در شناسنامه برقی قرار داد. (Kurdistan chronicle: 2025)
جامعهای کوچک با گذشتهای بزرگ
امروز جامعه کُردهای افغانستان با گذشته چند صد ساله خود با چالشهای مختلفی روبرو است. کاهش شمار گویشوران زبان کُردی، مهاجرت، مشکلات اقتصادی و دورشدن نسل جوان از برخی سنتهای قدیمی، از مهمترین نگرانیهایی است که در باره آیندۀ این جامعه مطرح میشود.
با این حال، آنچه از تاریخ کُردهای افغانستان باقی مانده، تنها یک نام قومی نیست. کوچه کُردهای چنداول، کوچه شاهسونها، رِکاخانه، مسجد کُردها و حمام کُردها بخشی از حافظه تاریخی کابل اند؛ اماکنی که نشان میدهند گروههایی از کُردها در طول نسلها در این شهر زندهگی کرده، خانواده تشکیل داده و در ساختار نظامی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان سهم گرفتهاند.
شناخت این گذشته، نه به معنای جدا کردن کُردها از تاریخ افغانستان؛ بلکه به معنای شناخت بهتر تنوع تاریخی و فرهنگی افغانستان است؛ سرزمینی که در طول قرنها اقوام و گروههای گوناگون در شکلگیری جامعه و فرهنگ آن سهم داشتهاند.
منابع و زیرنویسها
پایگاه خبری تحلیلی هاژه. (۱۰ سنبله ۱۴۰۰). کوردهای افغانستان. قابل دریافت در پیوند زیر:
http://haje.ir/newsdetails.aspx?itemid=15396
دانشنامه بریتانیکا، کُردستان.
سروش مهرنوش نیکزاد. (۱۴۰۵). تماس تلفونی. گفتوگو با محمد نادر رِکازاده؛ پژوهشگر و فعال فرهنگی کُردهای افغانستان.
سروش مهرنوش نیکزاد. (۱۶ می ۲۰۲۶). خانه رهایشی استاد کیمیا، صفحه فیسبوک.
سروش مهرنوش نیکزاد. (۷ فبروری ۲۰۲۶). مسجد عیدگاه کابل، بخش نظریات صفحه فیسبوک.
شاروالی کابل. (۱۳۹۶). اماکن تاریخی شهر کابل. ریاست نشرات.
عزیزالدین وکیلی پوپلزایی. (۱۴۰۴). فرهنگ کابل باستان. جلد اول، انتشارات راه پرچم.
محمد ناصر غرغشت. (۱۳۴۵). رهنمای کابل. چاپ مطبعهٔ دولتی، پیشاور: کتابفروشی خاور.
مجله Kurdistan Chronicle. (۴ می ۲۰۲۵). Kurdish Heritage in Afghanistan. قابل دریافت در پیوند زیر:
https://kurdistanchronicle.com/babat/3861
ویکیپیدیای فارسی، «کُردهای افغانستان».
ویکیپیدیای انگلیسی، تاریخچه کُردها.






