ای به دیدهام تاریک، ماهِ آسمان بیتو
سینه چاکچاکم من، همچو کهکشان بیتو
یک نفس بیا پیشم، یا بخوان مرا خویشم
من نمیتوانم بود، زنده در جهان بیتو
لاله خونِ دل نوشی، یاسمن کفنپوشی
سخت ماتمانگیز است، سیرِ بوستان بیتو
شیشهها همه خالی، سازها همه خاموش
بینمک بود امشب، بزمِ عاشقان بیتو
غنچههایِ امیدم، ناشکفته یک روزی…
رحم کن که میمیرد، قلبِ یک جوان بیتو
ای تسلیِ دلها، وی چراغِ محفلها!
آبِ چشمِ من باشد، تا به کی روان بیتو؟


