عبدالسمیع رفیع، در ۲۲ سرطان/تیر ۱۳۳۷ خورشیدی، در شهر کابل و در خانوادهای اهل فرهنگ و تصوف زاده شد. پدرش، رحیمداد صافی، از شخصیتهای علمی و عرفانی روزگار خود بود که در مسئولیتهای بلند دولتی، بهویژه در عرصههای آموزش و فرهنگ، خدمت کرد و در کنار آن، بهعنوان حافظ و مفسر قرآن، فقیه و از مشایخ طریقت نقشبندیه شناخته میشد.
آقای رفیع، دورهٔ آموزش مکتب را در زادگاهش به پایان رساند و سپس تحصیلات عالی را در دانشگاه کابل، در رشتههای زبان و ادبیات فارسی، تعلیم و تربیه و روانشناسی، دنبال کرد و پس از آن، مطالعات تخصصی را در حوزهٔ روانشناسی در آلمان ادامه داد.
آقای رفیع از کودکی در فضای علمی و عرفانی خانواده با متون کلاسیک فارسی، آثار عرفانی و محافل ادبی و خانقاهی آشنا شد. این محیط، همراه با معاشرت با اهل فرهنگ و عرفان، زمینه گرایش او به ادبیات، عرفان و اندیشههای مولانا جلالالدین محمد بلخی و میرزا عبدالقادر بیدل را فراهم ساخت. وی همچنین موسیقی کلاسیک و عرفانی را نزد استادان موسیقیدان هندی فراگرفت و بعدها آن را با پژوهشهای ادبی و عرفانی خود پیوند زد.
آقای رفیع، در طول سالها پژوهش، آثار ارزشمندی در حوزههای عرفان، ادبیات، روانشناسی، فلسفه و موسیقی پدید آورده است. از آثار او میتوان به («شرح مثنوی مولانا»، «شرح گزیده غزلیات شمس»، «دیدار شمس با مولانا»، «سماع و موسیقی در طریق عرفانی مولانا»، «مولانا از دید روانشناسی»، «روانشناسی درمانی با مولانا»، «نگرشی بر کتاب فیه مافیه»، «وحدت وجود و شهود از دید مولانا»، «مولانا، ابن عربی و بیدل»، «از سجادهنشین باوقار تا سرحلقه بزم بادهجویان»، «حیرتآهنگ»، «جنون انشا»، «میناگر حباب»، «شرح مثنوی محیط اعظم بیدل»، «شرح مثنوی طور معرفت بیدل»، «شرح مثنوی طلسم حیرت»، «شرح مثنوی عرفان»، «شرح چهار عنصر بیدل»، «تجلی عارفانه در رباعیات بیدل»، «سعدی؛ درخت پرباری از بوستان معرفت»، «لسانالغیب حافظ»، «تصوف و عرفان دهقان کابلی»، «شیخ عطار؛ هفت شهر عشق»، «گریه نیمشبی»، «خط سوم»، «شاهنامه فردوسی یا هویت فرهنگی، ملی و تاریخی ما»، «حضرت سنایی غزنوی»، «سبک خراسانی، عراقی و هندی»، «مولانا جامی»، «روانشناسی و جامعهشناسی ادبیات»، «شناسایی واژگان زبان دری»، «علم موسیقی و شرح مقامها»، «صوفی احمدعلی قندهاری»، «راز جان و جهان»، «امیر خسرو»، «روانشناسی و عرفان»، «آیینه حیرت»، «ترجمان عشق»، «جنون در دیوان غزلیات بیدل»، «جنونمشربان»، «در پرتو بیدل»، «شرح رسالههای عرفانی از پیران طریقت اویسی»، «شرح مثنوی لوامع»، «حکیم عمر خیام»، «شعر چیست و شاعر کیست؟»، «نقد ادبی» و «نقد شاعر آیینهها») اشاره کرد. افزون بر این، ده اثر نیز به زبان آلمانی تألیف کرده است. وی سالها در آلمان بهعنوان روانشناس، مشاور و کارشناس امور روانشناسی و قضایی فعالیت کرده است. او در سال ۱۳۸۴ هجری خورشیدی «انجمن گسترش اندیشه و عرفان مولانا و بیدل» را در آلمان بنیان نهاد و ریاست آن را بر عهده گرفت. همچنین سالها در زمینه تدریس، پژوهش، نقد ادبی و برگزاری نشستهای فرهنگی و عرفانی فعالیت داشته است. آقای رفیع آموزههای عرفانی را نزد پدر خود آغاز کرد، در سال ۱۳۶۷ با طریقت چشتیه آشنا شد و در سال ۱۴۰۴ به طریقت اویسیه پیوست و لقب «رفیععلی اویسی» را دریافت کرد. رویکرد علمی او بر پیوند عرفان، ادبیات، فلسفه و روانشناسی استوار است.






