اورنگ هفتم: سروده‌ی الیاس صبوری صمدیار با دکلمه‌ی حکمت‌الله فرهمند | تو کوهِ سربلند و من بیدِ سر‌به‌زیرم

تو کوهِ سربلند و من بیدِ سر‌به‌زیرم
تو آسمانِ آبی، من وحشتِ کویرم

جایِ تو در بلندا، من در لجن همیشه
تو سیبِ سرخ و تازه، من کرمکِ حقیرم

ای نیمه‌یِ وجودم! اندامِ نازکت را
ای‌کاش «کُرته» باشم تا در بغل بگیرم

من بادبادک استم، غم طفلِ شوخ و نادان
پرواز قسمتم نیست، غم کرده «چیر‌چیرم»

خامم هنوز اما، پخته‌ست دردهایم
هرچند نوجوانم حس می‌کنم که پیرم

در وقتِ رفتنِ تو، گریان شوم چه سود است؟!
من بر خلافِ سعدی: «بگذار تا بمیرم»

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان