بیست و دوم اسد/مرداد، روز درگذشت شیخ سعدالدین انصاری

شیخ سعدالدین انصاری

شیخ سعدالدین احمد انصاری، در سال ۱۱۰۶ هجری خورشیدی در روستای «ده‌یحیی» کابل زاده شد. نسب او از سوی پدر به معاذ بن جبل انصاری، از صحابهٔ پیامبر اسلام، می‌رسد. خانوادهٔ او از عربستان به هرات و سپس به کابل کوچ کردند و در آن‌جا مسجد و زیارتگاهی بنا نهادند که بعدها آرامگاه او شد. سعدالدین آموزش‌های نخستین را نزد پدرش فرا گرفت و از نوجوانی با علوم دینی، از جمله فقه، کلام و قرآن، آشنایی گسترده پیدا کرد؛ اما گرایش درونی و روح جست‌وجوگرش او را به سوی عرفان و تصوف کشاند.

در نزده‌سالگی وارد دوره‌ای نه‌ساله از جذبه، خلوت و مکاشفه شد و بیشتر اوقات خود را در حالت بی‌خودی و شهود معنوی سپری کرد. این حالات روحانی سبب شد برخی از مخالفانش او را به کفر متهم کنند؛ اما پس از مناظره با علما و آشکار شدن جایگاه علمی و عرفانی او، در شمار عارفان برجستهٔ زمان خود قرار گرفت. او برای تکمیل مراحل سلوک عرفانی به هند و سپس به حجاز سفر کرد و در مکه و مدینه به خلوت پرداخت و در همین دوره دو کتاب تألیف کرد. پس از بازگشت به کابل، به ارشاد و راهنمایی مردم پرداخت و تا پایان زندگی در زادگاهش به آموزش و سیر و سلوک عرفانی مشغول بود.

از سعدالدین انصاری آثار فراوانی بر جای مانده که شمار آن‌ها را تا ۳۶ کتاب و رساله دانسته‌اند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به «دیوان عشق‌جوش» با مضامین عاشقانه و عرفانی، «دیوان اخبار خرابات» در بیان تجربه‌های معنوی و حالات صوفیانه، «دیوان اسرار ماوای ذات» در شرح دیدگاه‌های عرفانی دربارهٔ حقیقت وجود، «دیوان حسن‌فروش» با درون‌مایه‌های اخلاقی و عرفانی، و «دیوان شورش عشق» سرشار از اشعار دربارهٔ عشق الهی و انسانی اشاره کرد. او همچنین مثنوی‌هایی در قالب‌های نوآورانه، از جمله «مثنوی ترجیع»، و رساله‌هایی چون «معدن وحدت» در زمینهٔ توحید و عرفان نظری، «حبل‌المتین» در مبانی سلوک و «نخبه» در اخلاق و عرفان تألیف کرده است. زبان شعری او ساده و روان است، اما در پس این سادگی، مفاهیم ژرف عرفانی و رمزهای معنوی فراوانی نهفته است.

سعدالدین انصاری با بهره‌گیری از میراث عرفانی و ادبی بزرگانی چون عطار، مولانا، حافظ و ابن عربی، و با نوآوری در شیوه‌های بیان شعری، جایگاه ویژه‌ای در شعر عرفانی فارسی به دست آورد. او عشق را نه تنها یک احساس انسانی، بلکه حقیقتی بنیادین در شناخت هستی و مسیر کمال معنوی می‌دانست. شعر او پیوندی میان عرفان نظری و تجربهٔ عملی سلوک است و بازتابی از دریافت‌های شخصی او از مراحل عشق و معرفت به شمار می‌رود. با وجود گستردگی آثار و اهمیت اندیشه‌های عرفانی‌اش، به دلیل شرایط فرهنگی و ادبی زمانه، آثار او چنان‌که شایسته است در پژوهش‌های ادبی معرفی نشده و جایگاه واقعی او در تاریخ شعر و عرفان فارسی همچنان نیازمند بررسی‌های بیشتر است.

سعدالدین انصاری سرانجام در بیست و دوم اسد/مرداد سال ۱۱۸۹ هجری خورشیدی، در سن ۸۵ سالگی، در کابل درگذشت و آرامگاهش که با نام‌های «شیخ ده‌یحیا»، «حاجی صاحب پای منار» و «زیارتگاه حاجی صاحب شورش عشق» شناخته می‌شود، زیارتگاه دلبستگان ایشان و عرفان است.

اشتراک گزاری از این طریق:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فراخوان