
اسطوره، طبیعت و نوروز
این مقاله برآنست تا چیستی اسطوره، بشر و چرایی خلق اسطوره و همچنان رابطه اسطوره با طبیعت را توضیح داده و نشان دهد که نوروز چگونه

این مقاله برآنست تا چیستی اسطوره، بشر و چرایی خلق اسطوره و همچنان رابطه اسطوره با طبیعت را توضیح داده و نشان دهد که نوروز چگونه

از زمانی که باخود تعهد بسته ام تا جز راه خرد و استدلال هیچ راه دیگری را ناشکن ندانم و بر آستانش سر نگذارم، تصمیم

داستانهای معاصر افغانستان نه تنها شاهد واقعیتهای اجتماعی و سیاسی این کشور هستند، بلکه عمیقاً با تاریخ، فرهنگ و هویت افغانستانیها پیوند دارند. یکی از

چکیده در بلندای فرهنگ ایران کهن، رمز و سمبلی نهفته است که آبشخور آن آیین و اسطوره و کهنالگو میباشد که سالها با درآمیختن در

نوروز فصل رویش و زایش دوباره طبیعت است. این فصل نمایشی از پیراستهگی و آراستهگی، فصل اعتدال بهار، جشن رنگها و تازهگیها و طراوت طبیعت

ملتی که به تاریخ، هویت، فرهنگ و ادبیات خود پشت کرد، هرگز به اقتدار و ثبات نمیرسد. مردمی که قدر داشتههای فرهنگی خود را نفهمند

نوروز یکی از جشنهای باستانی است که به ما رسیده و در بخشهای مختلف، از جمله منشأ، تاریخچه، فرهنگ، رسوم و عنعنات آن، به طور

نوروز در افغانستان یکی از جشنهای فرهنگی با قدمت بسیار طولانی است. همه ساله در نخستین روز فروردینماه/ حمل، از این روز به شکلهای مختلف

دیباچه “نوروز” یگانه رخداد طبیعیست که پیام روشن به بشریت و به ویژه مردمان جغرافیای فرهنگی نوروز دارد. همین ویژهگی سبب و دلیل ماندگاری و

از زمانههای پیشین به این سوی، سخنی که از نوروز به ما رسیده است، دلخوشیهایی را در میان میآورد که انسانها، پس از آزار دیدگیهای

چکیده جشن نوروز کهنترین نشانهیی از فرهنگ اسطورهیی آریاییست، که میتوان آن را نمودار پارینهترین جشن بشری دانست. جشنیکه پیامآور سازندهگی، برابری، همزیستی، شادمانی، سرسبزی

در فلسفهی روابط بینالملل مقولهای وجود دارد؛ میگویند: برای اتحاد باید دنبال الگوهای مشترک و متحدساز، باشیم. این در ظاهر یک جملهی ساده است اما