ایشر داس در ۱۶ جوزا/خرداد سال ۱۳۳۳ هجری خورشیدی در گذر بارانه شهر کابل، متولد شد و در فضای فرهنگی و چندصدایی کابل قدیم رشد یافت. آموزشهای ابتدایی و متوسطه را در کابل به پایان رساند و سپس در مکتب مسلکی تجارت و انستیتوت اداره صنعت تحصیل کرد و در رشته اداره و صنعت مدرک کارشناسی به دست آورد.
علاقه داس به پژوهش و نویسندگی از دوران دانشجویی شکل گرفت و زیر نظر حیدر لهيب به نگارش مقالات فرهنگی و اجتماعی، بهویژه در زمینهٔ تاریخ، فرهنگ و آیین هندوان افغانستان پرداخت. همچنین شماری از مقالات را برگردان کرد که در روزنامههای «انیس»، «اصلاح» و «جمهوریت» به نشر رسیدند. در ادامه، او به داستاننویسی روی آورد و با بهرهگیری از تجربههای زیسته، مهاجرت و حافظه اجتماعی، آثاری با محوریت هویت، فرهنگ و زندگی مردم افغانستان خلق کرد. به گفتهٔ خودش او در حوزهٔ داستان نویسی از بانو مریم محبوب و آقای عزیزالله نهفته، رهنماییهایی دریافت کرده است.
ایشر داس در کنار نوشتن مقالات و پژوهشها، در سال ۱۳۸۳ خورشیدی کتاب پژوهشی «ما باشندگان دیرینه این سرزمین» را منتشر کرد که در آن به پیشینه تاریخی، مهاجرتها، نیایشگاهها و زندگی اجتماعی هندوان و سیکهای افغانستان و نیز معرفی شخصیتهای برجسته این جامعه پرداخته شده است. از دیگر آثار او مجموعه داستان «سایههای کوچهٔ تنگی دیوان» شامل چهارده داستان کوتاه است که در هالند، کانادا و ایران منتشر شده و نیز داستان کوتاه «عطر گل سنجد» و چندین داستان دیگر با موضوعات مهاجرت، هویت، عشق و روابط انسانی.
از دیگر کارهای ارزشمند آقای داس، بنیانگذاری و مدیریت نشریه اینترنتی «کابل ناته» است که در سال ۱۳۸۵ خورشیدی با همکاری شماری از شخصیتهای فرهنگی افغانستان از جمله دکتر اکرم عثمان، رحیم غفوری و انجینر نادر عمر ایجاد شد و به یکی از منابع مهم فرهنگی و تاریخی در حوزه افغانستان تبدیل گردید.
ایشر داس همچنین مدتی به عنوان استاد در انستیتوت اداره صنعت تدریس کرد و پس از آن در بانک ملی افغان در بخشهای مختلف از جمله مدیریت تدقیق و مطالعات ایفای وظیفه نمود و همزمان دوباره به تدریس در انستیتوت اداره صنعت بازگشت.
پس از تحولات سیاسی کشور در سال ۱۳۷۱ خورشیدی و شرایط دشوار برای اقلیتهای مذهبی افغانستان، آقای داس ناگزیر همراه با خانواده کشور را ترک کرد، مدتی در هند اقامت داشت و سپس به آلمان پناهنده شد و از آن زمان تاکنون در آن کشور زندگی میکند. در آلمان نیز به آموزشهای فنی در رشته دفترداری پرداخت و سپس در یکی از نهادهای دولتی شهر دارمشتات به کار مشغول شد. او از چهرههای فرهنگی مهاجر افغانستان به شمار میرود که با آثار پژوهشی، رسانهای و ادبی در ثبت و حفظ تاریخ و فرهنگ افغانستان، بهویژه تاریخ و فرهنگ هندوان و سیکهای کشور، نقش بارز ایفا کرده و همواره بر همزیستی فرهنگی و ارزشهای مشترک انسانی تأکید داشته است.






