عبدالغفور روان فرهادی، نویسنده، پژوهشگر برجستهٔ زبان و ادبیات فارسی، مولاناشناس نامدار و دیپلمات پیشین کشور، شامگاه یکشنبه، ۵ اسد/مرداد سال ۱۴۰۵ هجری خورشیدی، به عمر ۹۶سالگی در شهر سانفرانسیسکو ایالات متحدهٔ امریکا چشم از جهان فرو بست.
روان فرهادی از اثرگذارترین چهرههای فرهنگی افغانستان بود که بیش از هفت دهه از عمر خود را وقف پژوهش در زبان و ادبیات فارسی، عرفان خراسان، تاریخ فرهنگی و ترجمهٔ متون کلاسیک کرد. او از معدود پژوهشگرانی بود که توانست میان ادبیات کلاسیک فارسی، عرفان اسلامی و روشهای نوین پژوهش دانشگاهی پیوند استوار برقرار کند.
روان فرهادی آثار مهمی در حوزهٔ عرفان و زبانشناسی ترجمه و تألیف کرد؛ از جمله ترجمهٔ «قوس زندگی حلاج» اثر لویی ماسینیون، پژوهش گسترده دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری، بررسی احوال عاشقان در شعر عارفان، مطالعهٔ زبان تاجیکی ماوراءالنهر، تحقیق دربارهٔ تاریخ تلفظ و صرف زبان پشتو، و تدوین مجموعهٔ «مقالات محمود طرزی». او در کنار این پژوهشها، نمایشنامههای نویسندگان فرانسوی چون مارسل پانیول و آلبر کامو را نیز به فارسی برگرداند و سالها در دانشگاههای پاریس سوم، برکلی و کوالالامپور تاریخ ادبیات فارسی و فرهنگ اسلامی تدریس کرد؛ تجربهای که جایگاه او را در میان پژوهشگران ادبیات و عرفان استوار ساخت. در امتداد همین فعالیتهای علمی، یکی از برجستهترین کارهای او همکاری بیستودوساله با ابراهیم گامارد، مولاناپژوه امریکایی، در ترجمه و تصحیح رباعیات مولانا بود؛ همکاریای که از نظر دامنه، دقت و استمرار، در میان پروژههای پژوهشی معاصر کمنظیر است. حاصل این تلاش مشترک، کتاب«The Quatrains of Rumi» است؛ نخستین ترجمهٔ کامل نزدیک به دو هزار رباعی مولانا جلالالدین محمد بلخی به زبان انگلیسی. این اثر امروز از منابع معتبر و بنیادین مطالعات عرفانی در جهان بهشمار میرود و سهمی برجسته در معرفی میراث فکری مولانا به مخاطبان بینالمللی دارد؛ چنانکه بسیاری از پژوهشگران ادبیات عرفانی، این کتاب را نقطهٔ عطفی در تاریخ مولاناپژوهی معاصر میدانند.
فرهادی افزون بر فعالیتهای علمی، یکی از چهرههای برجستهٔ دیپلماسی افغانستان بود. او در وزارت امور خارجه، مدیریت ملل متحد و روابط فرهنگی را بر عهده داشت و سپس بهعنوان مستشار سفارت افغانستان در واشنگتن خدمت کرد. در سال ۱۳۵۱ سفیر افغانستان در پاریس شد و پس از کودتای ۱۳۵۲ از سمت خود برکنار گردید.
در سال ۱۳۷۲ هجری خورشیدی، بهعنوان نمایندهٔ دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد منصوب شد و تا سال ۱۳۸۶ هجری خورشیدی در این سمت باقی ماند. او در زمان دولت اسلامی تحت رهبری برهانالدین ربانی تا فروپاشی طالبان و تشکیل دولت جدید، نقش مهمی در معرفی دیدگاههای افغانستان در مجامع بینالمللی ایفا کرد.
روان فرهادی در میان اهل فرهنگ بهعنوان پژوهشگری ژرفنگر، زبانشناسی برجسته و مترجمی توانا شناخته میشد. او از معدود چهرههایی بود که آثار او در حوزهٔ عرفان، نقد ادبی و زبانشناسی از منابع معتبر پژوهشی بهشمار میروند و در معرفی فرهنگ و ادبیات کشور به جهان نقش ماندگار داشتهاند.
عبدالغفور روان فرهادی در ۱ سنبله/شهریور سال ۱۳۰۸ هجری خورشیدی در کابل زاده شد. پدرش، مولانا عبدالباقی، دبیر دبیرستان استقلال بود و فرهادی از نوجوانی به ادبیات فارسی و ترجمه علاقهمند شد؛ چنانکه از شانزدهسالگی ترجمههایش در روزنامهٔ «انیس» منتشر میشد. او در سال ۱۳۲۷ از دبیرستان استقلال فارغ شد و وارد دانشکدهٔ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل گردید. در سال ۱۳۲۸ برای تحصیل علوم سیاسی و روابط بینالملل به پاریس اعزام شد. در سال ۱۳۳۱ از انستیتوت علوم سیاسی پاریس فارغالتحصیل شد و در سال ۱۳۳۴، دیپلم مطالعات عالی بینالمللی و دکتری خود را با موضوع «فارسی رایج در افغانستان» از دانشگاه سوربن دریافت کرد. در کنار علوم سیاسی، زبانهای باستانی چون سانسکریت و اوستا و زبانشناسی عمومی را نیز آموخت؛ دانشی که بعدها در پژوهشهای او نقشی بنیادین یافت.
خانهٔ مولانا درگذشت این پژوهشگر فرهیخته، مولاناشناس نامدار و خدمتگزار فرهنگ و ادب فارسی را به خانوادهٔ ایشان و جامعهٔ علمی و فرهنگی افغانستان تسلیت میگوید و برای آن زندهیاد رحمت و آرامش جاودان مسئلت دارد.
روانش شاد ویادش انوشه باد






