پنجسال از فروپاشی جمهوری اسلامی افغانستان میگذرد؛ رویدادی که در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، تنها در فاصلهٔ چند روز، ساختار و دستاورد دو دهه دولتسازی را فروریخت و ناظران را در بهت فرو برد. سقوط کابل یک شکست نظامی ساده نبود؛ گرهگاهی بود که در آن تصمیمهای قدرتهای بزرگ، شکنندگی نهادهای نوپا، فساد و وابستگی، پویاییهای اجتماعی و سرنوشت میلیونها انسان همزمان به هم گره خوردند. همین چندلایه بودن است که این رویداد را به یکی از مهمترین موضوعات پژوهشی دو دههٔ اخیر بدل کرده و پرسش دیرپای «چرا و چگونه جمهوری فروپاشید؟» را همچنان زنده نگه داشته است.
در این پنجسال، حجم قابلتوجهی از کتابها دربارهٔ این رویداد منتشر شده است؛ از پژوهشهای دانشگاهی و تحلیلهای سیاست خارجی گرفته تا آثار روزنامهنگارانه، خاطرات و روایتهای شخصی. این آثار، هر یک از زاویهای متفاوت، به تدریج بدنهای از ادبیات را شکل دادهاند که امروز مرجع بسیاری از بحثها دربارهٔ سقوط جمهوری، بازگشت طالبان و پیامدهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی آن به شمار میرود. با این حال، همین تنوع موضوعی، روششناختی و روایی، ارایه مروری جامع از همهٔ آثار منتشرشده را در چارچوب یک جستار ناممکن میسازد.
ادامه مقاله را در اینجا بخوانید👇
